,جوکستان.عکس,بیو گرافی,عکسهای بازیگران سینما,دانلود,جک,
فعلا اینو ببینید
خودم ساختمش. اگه کسی مشکلی در رابطه با فلش داشت میتونه مطرح کنه
تا حدی که بتونم کمکش میکنم
در داد گاه عشق قسمم قلبم بود وكيلم دل من وحضار جمعي از
عاشقان و دل سوختگان ... قاضي اسم من را بلند خواند وگناهم را
دوست داشتن اعلام كرد پس محكوم به تنهاي و مرگ شدم . كنار
چوبه دار از من خواستند تا آخرين خواسته ام را بگوييم و من گفتم
به او بگو يند : هنوز دوستش دارم.
سامو علیک امروز بعد از کلی ملالت سختی میخوام آپ کنم خوب::
اللهم صلی علی محمد و ال محمد..بسم الله الرحمن الرحیم..با عرض سلام و صلوات بر روح پر فتوح سرور و سالار شهیدان و برادر گرانقدر ایشان امام حسن و حضرت ابوالفضل(ع)وهمچنین درود و سلام بر روح پر فتوح نائب ال محمد.قائم ال نبی.حجت غایب خدا حضرت مهدی(عج)که انشاالله خداوند هر چه زودتر ظهور ایشان را مسجل فرموده .مارا از اولین سربازان منتظر ان حضرت قرار دهد..و با خضوع در برابر جایگاه عظیم الشان شهدای گرانقدر هفت سال دفاع مقدس و رهبر عظیم الشان انقلاب اقای امام خامنه ای ولی عصر و نایب به حق امام خمینی.(صدای نفس نفس زدن)..اقا شرمنده فشارم افتاد پایین امادگی ندارم آپ کنم

سال نو را به تمامی هموطنانم تبریک عرض میکنم و امیدوارم
هرجای این دنیا که هستید تو زندگیتون موفق و پیروز باشید


نظر بده 
یادت باشه که نظر بدي
☺☻قبل از همه چیز باید بگم که این نوشته ها همشون به صورت طنز هستند یعنی منظور و قصد دیگری جز شاد کردن شما ندارم .پس به کسی بر نخوره.همشون برای خندوندن و شاد شدن شماست☺☻
@ الو سلام. خواهش ميكنم شركت كننده عزيز خودشونو معرفي كنن.
# سونیتا ساندیس زاد هستم، 28 ساله و دكتراي فيزيك اتمي گرايش اسب دواني
دارم. كارشناس مسائل خاورميانه هم هستم.
@ خب اگه موافقين مسابقه رو شروع كنيم. كدوم شماره رو انتخاب ميكنيد؟
# من به نيت 14 معصوم شماره 22 رو انتخاب ميكنم.
@ و ميريم شماره 22 رو كه بلي خانه بازيها هست. كدوم بازي رو انتخاب ميكنيد؟
# من بازي تصوير شناسي رو انتخاب ميكنم.
@ خب خانوم حسن پور تصويري كه ميبينيد مربوط به كدام يك از گزينه هاي زيره؟
الف - پرتره اي از عيسي ترا اوره.
ب - دندانهاي كرسي كروكوديل.
ج - کودکی انجلینا جولی.
# فكر ميكنم گزينه اول درسته.
@ جوابتون اشتباست چون تمام گزينه ها غلط بود و جواب درست تصويري از يك دبه
خيار شور قر بود و شما 15 ثانيه رو از دست داديد. خب حالا چه شماره اي رو
انتخاب خواهيد كرد؟
# آقای مجری خواهش میکنم شما هم کمک کنید.
@ چشم خانوم ما تا حدی که بتونیم سعیمونو میکنیم. خب حالا چه شماره ای رو
انتخاب میکنید؟
# شماره 17.
@ بله خانه 17 مربوط به سئوالات مربوط به معارف اسلامیه. و اما سئوال:
13 رجب روز تولد کدام یک از ائمه است؟
الف - تولد حضرت علی (ع)
ب - تولد حضرت عیسی ترا اوره (ع)
ج - روز ملی شدن صنعت نفت
د - وفات حضرت عیسی ترا اوره (ع)
# امممم. سخته یه کم کمک کنید خواهش میکنم.
@ ببینید از بین الف و ج یکی رو انتخاب کنید.
# الف... نه جیم درسته. جیم.
@ میریم که ببینیم پاسخ درست رو و بلی اشتباست گزینه الف درست بود و شما 30
ثانیه رو از دست دادید. خوب حالا 10 ثانیه فرصت دارید. ادامه میدید یا 2750
تومن رو از ما هدیه قبول میکنید؟
# ااااااااااااا كمك نميكنين نه در اين قسمت مسابقه نميتونيم به كسي كمك كنيم
شرمنده ااااااااا پس ادامه ميدم. شماره 7.
@ و میریم که آخرین شانس این شرکت کننده رو ببینیم. و بعلللللللله ...
بلللللللللللللللللللله ... خانه جایزه. شما برنده شدید و کمک هزینه عمل دماغ
رو بردید. امیدوارم دماغ جدیدتون مبارکتون باشه !!!
توصيه اول و آخر : مطالعه اين صفحه يک کمي صحنه داره و براي کودکان زير 62 سال و بانوان توصيه نميشود
ضمنا اگه جک ها بيمزه است به خوشمزگي خودتون درستش کنيد
راستی تبادل لینک هم میکنیم ![]()


بهتون اخطار میکن اگه می خواهید از مطالب این وبلاگ استفاده کنید باید اسم وبلاگ من بصورت لینک به همو نجا آخر نوشته ای که استفاده کردین بزارین اگر این کار رو نکنین من هیچ غلطی نمیتونم بکنم بجز اینکه نفرینتون کنم که یه بار توی دستشویی عمومی سر بخورید و با مخ برید تو زمین تا وجدان کپی رایتی تون بیدار بشه و برید لینک من رو همون جایی که مطالب من رو نوشتین بزارین
بهترین راه شناخت......
بهترين راه براي اينكه بفهميد يك مايع اسيد است يا چيز ديگر چيست ؟
آن را در صورت خود بپاشيد و به يك مهد كودك برويد . ا گر بچه ها با ديدن شما شروع به جيغ كشيدن كردند آن مايع مشكوك اسيد بوده
بهترين راه براي اينكه بفهميد پشت شلوارتان خاكي است چيست؟
به پشت بام بلندترين و نزديكترين ساختمان رفته و خود را از قسمت تهتاني (.......)
به پايين بياندازيد . بعد از برخورد با زمين اگر گرد و خاك باند شد پشتتان خاكي است.
بهترین راه برای اینکه بفهمید فامیل هم اتاقی جدیدتان چیستُ؟
بعد از امتحانات پایان ترم دست و پایش را ببندید و او را داخل دستشویی بیاندازیدو در را قفل کنید . هنگام اعلام نتایج ببینید چه کسی نمیاد کارنامه اش را بگیرد.
بهترین راه برای اینکه بفهمید یک کرم خاکی نر است یا ماده چیست؟
کرم ها نر و ماده ندارند
باز باران بي ترانه***گريه هايم عاشقانه***مي خورد بر سقف قلبم***ياد ايام تو داشتن***مي زند سيلي به صورت***باورت شايد نباشد***مرده است قلبم ز دستت***فكر آنكه با تو بودم***با تو بودم شاد بودم***توي دشت آن نگاهت***گم شدن در خاطراتت
///////////////////////////////////////////////////////////////
دوست دارم
من عشق را در تو
تو را در دل
دل را در موقع تپیدن
وتپیدن را به خاطر تو دوست دارم
من غم را در سکوت
سکوت را در شب
شب را در بستر
وبستر را برای اندیشیدن به خاطر تو دوست دارم
من بهار را به خاطر شکوفه هایش
زندگی را به خاطر زیبایی اش و زیباییش را به خاطر تو دوست دارم
من دنیا را به خاطر خدایش
خدایی که تو را خلق کرد دوست دارم
///////////////////////////////////////////
میگه با اخوی دکل بلند میکنیم!!!!!!!!!![]()
![]()
![]()
به قزوینی میگن یه جمله عاشقانه بگو ....میگه عزیزم برگرد!!!!!!!![]()
![]()
![]()
![]()
به ترکه میگن تا حالا تو اتوبان چپ کردی؟ میگه: نه فقط یه بار تو خیابون راست کردم آبروم رفت!!!![]()
![]()
عشق يعني زندگي را باختن . چند سالي بي دليل با هر الاغي ساختن!
به دريا بنگرم، دريا تو بينم. به صحرا بنگرم، صحرا تو بينم. نميدونم چه كس بر عينكم ريد، كه هر جا بنگرم آنجا تو بينم
من دادم..تو هم بده. من مفتی دادم... تو هم مفتی بده... درسته درد داره... ولی ثواب داره... (سازمان انتقال خون))
تركه آرزو ميكنه، باباي آرزو مياد تركه رو ....!
اعضای تيم منتخب قزوين: اليور كان، كان ناوارو، كاندلا، بيشكان، اوكان،
كان بی ياسو، كانتونا، كانچيچ، كانو، كانيزارس، كانيگيا، سرمربی: محمد دادكان
رشتيه زنش زايمان میکنه با دستهگل میره بيمارستان میگه : مادر شدنت مبارک
زنش میگه : ممنون اميدوارم تو هم يه روز پدر بشی
رشتيه کتاب مينويسه تموم که ميشه صفحه اولش مي نويسه:تقديم به پدرم که بهترين دوست بابام بود!
ترکه میره خواستگاری
میگن مهريه دختر ما ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ تومنه
ترکه میگه : چه خبره ؟ مگه شبی چند حساب کردی
از چشمان تنگ فيل فهميدم آنان که غني ترند محتاج ترن
کرده با چتر میبره از کوه بایین چترش پاره میشه از شلوارش استفاده میکنه
اگه يه خر تو رو بوس کنه بهتر از اينه که يه بوس تو رو خر کنه !
علی دايی ميره اردبيل نون بگيره... چادر سرش ميکنه تا نشناسنش! تو صف خودشو ميچسبونه به يه خوانومه تپل... خوانومه ميگه علی ول کن منم رضا زاده!!!!
يارو تو جبهه رو پيشونيبندش نوشته بود: "يا زهرا يا هيچکس!"
يه بار يه مورچه داشته يه دونه برنج ميبرده... ازش ميپرسن اينا از کجا آوردی؟ ميگه:حميييييييييد!
يه بار يه مورچه داشته يه دونه برنج ميبرده... ازش ميپرسن اينا از کجا آوردی؟ ميگه:حميييييييييد!
فردا روز بزرگداشت پهلوان بزرگ ايران رستم دستان است... به احترام اين پهلوان بزرگ، دو دقيقه گرز اين پهلوان تو ..ونت!!
برای دیدن جکهای اصلی به این صفحه بروید

مرا چنين ميخواست،
برهنه پيش او شتافتم
هميشه اينطور پيش او ميرفتم
با چشمان مملو از نياز نگاهم کرد
من هم نگاهش کردم
عرق از پيشانيم سرازير شد
سر را به زير انداختم
چون او هم برهنه بود
لحظه ای طول کشيد
مرا نزد خود خواند
چه سعادتی،چه حرارتی
دستش بعد از حرارت گونه هايم
بر سينه لختم لغزيد
دستش پائين آمد،باز هم پائين تر
بالاخره در برابرش لغزيدم
که در آن صدها راز نهفته بود
زمزمه کرد بچرخ
چطور ميتوانستم نپذيرم
خواهشش را قبول کردم
بالاخره کارش تمام شد
با چشمان مملو از تشکر
از شرم سرخ شدم
و از پيش او برخواستم و تشکر کردم
چطور ميتوانستم تشکر نکنم
آخر او کيسه کش حمام بود
يه روز يه مسابقه بين خروسايه محلی ايران بوده. ده تا مرغ چاقو چله رو به صف کرده بودند و پنج متر بعد آخرين مرغ هم خط پايان بوده. هر خروسی که ميتونسته کار همه مرغارو بسازه و به خط پايان برسه برنده بوده وگرنه يه عقاب ميومده خروسو ميبرده و ميخورده. خروس رشتيه مياد تو ميدوون از پس يه مرغم بر نمياد و ميخوره زمين و عقابه مياد ميخورتش. خروس ترکه مياد کار اولی دومی سومی چهارمی رم ميسازه بعد ميوفته عقابه مياد ميخورتش. خروس قزوينيه مياد کار اولی دومی .... دهمی رم ميسازه چهار متر راه ميره و يه متر مونده به خط پايان ميوفته. صاحبش ميگه: بلند شو تخم سگ فقط يه متر مونده! خروسه ميگه: سيس!! ساکت شو بذار عقابه هم بياد!!!
دختره از معلم زيستشناسيش میپرسه: چرا چشمای گاو هميشه خماره؟ معلمه يك نگاهی بهش میكنه، ميگه: عزيزم اگه سينه های تو رو هم روزی سه ساعت بمالند ولی نكننت، چشات به همون خماری ميشه!!!
بابا بزرگه داشته به بچش نخودچی كشمش ميداده، بهش ميگه: بابا جون بخور كه دودولت بزرگ شه! مادر بزرگه از اون اتاق ميشنوه ميگه: حاج آقا قربونت ، يكم هم خودت بخور!!!
يه روز يه پسره ميره پيش رفيقش. رفيقش ميگه چی شده اکبر چرا اينقدر خوشحالی. اکبر ميگه هيچی ننم مرده بابام يه زن گرفته! جوون! خوشگل! توپ! من ميکّنمش اصغرمون ميکّنتش حسنمون ميکّنتش اون داش کوچيکم بود؟! حامد! اونم ميکّنتش. دو ماه بعد اين اکبر دوباره ميره پيش اين رفيقش. رفيقش ميگه چی شده اکبر چرا ناراحتی. اکبر ميگه هيچی بابام مرده زن بابام رفته شوهر کرده! شوهرش مثل کيرخره! منو ميکّنه! اصغرمونو ميکّنه! حسنمونو ميکّنه! اون داش کوچيکم بود حامد؟! اون مُرد!!!
تو اردبيل شبكه تلويزيونيشون داشته رازه بقا نشون مي داده كه دو تا كره خر مي زنند يه شير رو مي كشند همونوقت برنامه قطع ميشه و نشون مي ده ورزشكاران دلاوران نام آوران...
پیرزن مست می کنه می گه من ترانه ۱۵ سال دارم
رشتيه ميره خونه ميبينه زنش لخته، ميگه: خدا قوت، با لباس كار ميبينمت
رشته اسم زنشو ميزاره خوش ركاب، بهش ميگن چرا؟ ميگه: هيشكي نديدم تو نخش نباشه...!
رشتيه ميره خونه ميبينه يكي روي زنشه، برق رو قطع ميكنه ميگه: جواب ابلهان خاموشي است
رشت زلزله مياد، رشتيه ميره بالاي سر جنازه زنش وميگه: فقط ديوار روت نخوابيده بود كه اونم خوابيد!
سه تا تركه با هم ميرن مهموني، توي مهموني دوتاشون حسابي ميرقصيدند و نفر سوم هم نشسته بوده يه گوشه و هي ميگفته: زرد، قرمز، آبي... زرد، قرمز، آبي... بهش ميگن: تو چرا نميرقصي؟ ميگه: آخه من رقص نورم!
از خره ميپرسن: راست ميگن كه به تركا ميگن، خر؟ ميگه: والا با ما يه مذاكراتي شده ولي تا اين لحظه ما هنوز زير بار نرفتيم!
لره تو كيوسك تلفن بوده، بيرون كه مياد ازش ميپرسند سالمه؟ ميگه: سالمه فقط آفتابه نداره
قزوينيه ميره جبهه، آمار شهيدا زياد ميشه. ميرن تفحص ميبينند خمپاره كه مياد هيچكس نميخوابه رو زمين!
بچه به مامانش ميگه: مامان، تو هر شب كجا ميخواي بري كه بابا تو اتاق بهت كلي التماس ميكنه كه برگردي؟!
تركه زنگ ميزنه 110 ميگه: گاز، كلاچ، ترمز، فرمون، ترمزدستي و دنده ماشين منو دزديدند، پليسه ميگه: ببخشيد، شما ترك هستيد؟ يارو ميگه: آره، چطور مگه؟ پليسه ميگه: هيچي، پاشو برو جلو بشين!
طرز تهيه دختر خونه آوردن!
مواد لازم براي دختر خونه آوردن در ايران:
1- سوژه:حد اقل يک عدد (ترجيحاْ باحال)
2- تيپ: به مقدار لازم
3- پول: هوار تومن
4- ماشين: يک عدد (ترجيحاْ پيکان نباشد، چون در اون صورت مجبورين خانومو برسونين منزل کرايتونم بگيريد)
5- خونه مجردي يا خالي: يک عدد... (ترجيحاْ بدون همسايه سيريش)
طرز استفاده: دختر را به خانه آورده اسکان دهيد... بعد از يك پذيرايي مشتي (ترجيحاْ کاپوچينو با کلاسور اضافه!) يه کم جوک گفته و دلقکبازي در آوريد تا موجبات شادي را براي دختر مورد نظر فراهم آوريد...
سپس کمي آسمون ريسمون به هم بافته تا به او بفهمانيد منظورتان از آوردن او به کلبه محقرتان تنها کمي درد دل بوده است... هم اکنون وقت آن رسيده که کمي تنقلات به ميهمان خود تعارف نماييد (ميوه... شيريني... و به خصوص پسته...!) اگر با جواب نميخورم مواجه شديد جمله زير در بعضي مواقع کارساز ديده شده است:
«اينجا نميخام و نميخورم و نميدم و از اين جور حرفا نداريم عزيزم»
سپس دختر را به اتاق خود برده و برنامه از قبل پيش بيني شده را اجرا نماييد! (...)
تهرونيه ميره تو يك شهرستان كوچيك يك بنگاه معاملات ميزنه. روز دوم واسه خودش نشسته بوده تو دفتر خالي، كه ميبينه يكي داره از درمياد تو. اينم واسه اينكه تريپ مشغول و موفق بگيره و يارو رو مشتري كنه گوشي تلفن رو برميداره، شروع ميكنه بلند بلند چك و چونه زدن:
- ... جون حاجي راه نداره، زير سيصد ميليون نميتونم بهت بدم. نه جون تو. بحث پولش نيست جون مرتضي. من همين الان دو سه بيليون معامله زير دستمه... آره... حالا چون عند مرامي، باهات را ميام؛ پنجاه ميليون تخفيف خوبه؟ ...قربون تو... قابل حاجي رو نداره. چاكريم... فدات.
اين مدت اون بابايي كه اومده بود تو هم همينجور داشته بر و بر تهرونيه رو نگاه ميكرده. خلاصه تهرونيه گوشي رو ميگذاره و ميگه: شرمنده... سرم خيلي شلوغه جون حاجي... حالا فرمايش؟ يارو يكم تهرونيه رو نگاه ميكنه، ميگه: والله من از مخابرات اومدم خط تلفنتون رو وصل كنم!!!
از برادر نلسون ماندلا نقله:
'در مبارزات، زنم نقش دستِ راستم رو داشت،
در زندان، دست راستم نقش زنم را داشت'!!!
ترکه ميره از ملاي محل ميپرسه: ببخشيد حاج آقا، با کفش ميشه نماز خوند؟ حاج آقا ميگه: نه برادر، نميشه. ترکه ميگه: ولي من خوندم شد!!!
پسر تهرونيه به مامانش ميگه: ماماني، ديروز كه تو خونه نبودي، خاله مهري اومد پيش ما و بعدش با باباجون رفتن تو اتاق خواب و... مامانش ميپره وسط حرفش ميگه، واستا... بقيشو بگذار شب كه باباجون اومد واسه هردومون تعريف كن. خلاصه شب ميشه و تهرونيه مياد خونه و شب سرِ شام مامانه به پسره ميگه: خوب، ديروز خاله مهري و باباجون رفتن تو اتاق خواب و بعد چي شد؟ پسره ميگه: آره.. بعدش همون كاري رو كردن كه هميشه وقتي باباجون نيست تو و عمو نادر با هم ميكنين!!!
خانوم معلمه داشته سر كلاس راجع به صرفهجويي در مصرف برق حرف ميزده، ميگه: بچهها اگه يه چراغ روشن ببينيد چيکار ميکنيد؟ پسرِ تهرونيه ميگه: خانوم خاموشش ميکنيم، ميشينيم روش! معلمه كف ميكنه، ميگه: چرا ميشيني روش؟! پسره ميگه: آخه خانوم، شبها كه ميخوايم بخوابيم بابام به مامانم ميگه: زن چراغو خاموش كن، بشين روش!!!
تركه ميره پيش يك دكتر تهروني، ميگه: آقاي دكتراز وقتي كه به سن پنجاه سالگي رسيدم ديگه روزي سه دفعه بيشتر نمي تونم كس بكنم! دكتره شاكي ميشه، ميگه: ببينم تو اومدي دكتر يا اومدي كونِ منو بسوزوني؟!!
قزوينيه يك كون اساسي بلند كرده بوده و داشته واسه خودش خوش و خرم تو خيابون ميرفته كه يهو يك قزويني نااهل ديگه كون رو ازش بلند ميكنه. قزوينيه خيلي شاكي ميشه، داد ميزنه: اي بيمروت.. اي بي دين و ايمون.. آخه اون كوني كه تو ميكني حلاله؟!!!
تركه با پنج-شيش تا بچه قنداقي به بغل از يك كارخونه مياد بيرون. يكي رد ميشده، ميگه: ببخشيد، اينجا كارخونه چيه؟ تركه ميگه: والله، روم به ديوار، كارخونه كاندوم سازي! يارو ميگه: ببخشيد فضولي ميكنم، جريان اين بچهها چيه؟ تركه ميگه: اينا والله شكايت مردمه!!!
از تركه ميپرسن: نظرت در مورد ختنه چيه؟ ميگه: والله من فقط مي دونم يجور كلاهبرداريه!!
يك سري عليآقا مريض ميشه و خلاصه و هرچي دكتر و دوا-درمون از اروپا و ژاپن ميارن افاقه نميكنه و ديگه داشته رو به قبله ميشده كه يك دكتر هندي ميگه اگه پونصد گرم مورچة نر پيدا كنيد، من ميتونم يك دوا درست كنم كه خوبش كنه. ولي بايد مواظب باشيد، چون اگه قاطيش مورچة ماده باشه دوا تاثيرش رو از دست ميده. خلاصه بسيج و سپاه و باقي علافهاي مملكت ميريزن تو خيابون دنبال مورچة نر، ولي هرچي ميگيردن مورچهاي كه بشه با از نر بودنش مطمئن بود پيدا نميكنند. خلاصه ديگه كمكم ناآميد شده بودن، كه تركه با نيم كيلو مورچة نر مياد خدمت علي آقا. علي آقا كلي خوشحال ميشه، ميگه: از كجا فهميدي اينا نرن؟ تركه ميگه: ايلده كاري نداشت. رفتم كنار سوراخ مورچهها، هر مورچهاي كه رد ميشد بهش ميگفتم: آقا مريضه؛ اونايي كه ميگفتن به کیرم رو ميگرفتم!!!
رشتيه ميره خونه، ميبينه يك گدا خوابيده رو تخت كنار خانوم. بـــد قاط ميزنه، داد ميزنه: خانوم جان، تا ديروز دكتر بود، مهندس بود، معلم بود، سرهنگ بود، هيچي نگفتم. آخه اين مرتيكه ديگه كيه؟! زنش ميگه: خو من چي كنم؟ در زد، گفت: يك چيز پاره پوره نداري كه به درد آقا نخوره، منم گفتم بيا تو!!!
تركه داشته تو خيابون ميرفته، يه انگليسيه ازش ميپرسه:Sorry, do you know what time it is؟ تركه هم که تو انگليسی بيلمزِ بيلمز بوده، برميگرده ميگه: ايلده من كه نفهميدم چي گفتي، ولي محض احتياط کس ننة خوار كسدهت!!!
رشتيه و اصفهونيه همسايه بودند. يك روز رشتيه ميبينه مرغش رفته توي حياط اصفهانيه تخم گذاشته. ميره در ميزنه، ميگه: شرمنده اين مرغ ما اومده توي حياط شما تخم گذاشته, اومدم ببرمش. اصفهانيه تيزبازي در مياره، ميگه: چون الان تخم مرغ تو ملك منه پس قانوناً متعلق به منه! خلاصه دعواشون ميشه، آخرش اصفهونيه ميگه: ببين تو فاميل ما سر اين جور اختلافها يك سنت داريم: هركي با لگد ميزنه تو تخم اون يكي، هركي زودتر تونست سرپا واسته برنده است. رشتيه قبول ميكنه، اصفهانيه ميگه: پس وايسا من بزنم. جونم براتون بگه كه ميره عقب و مياد جلو و چنان لگدي به تخم بندة خدا ميزنه كه برق از هفت سوراخش ميپره! خلاصه رشتيه ميفته زمين بعد از كلي نعره زدن و عرق ريختن و به خود پيچيدن, بعد از 23 دقيقه و 18 ثانيه بلند ميشه، ميگه: شد 23 دقيقه و 18 ثانيه، حالا نوبت توه. اصفهونيه ميگه: نميخواد بزني, من باختم. تخم مرغه مال تو!!!
یه بار به غضنفر یه انگشت نشون میدن میگن این چندتاست.میگه یکی.بعدش ده تا انگشت رو بهش نشون میدن میگن این چندتاست؟میگه وای چقدر یک!
روز یزدی ها دور هم جمع میشن و میگن که چرا ملت واسه ما جک درست نمی کنن؟بعد تصمیم میگیرن که یه کار مسخره کنن که بقیه براشون جوک بسازن.بعدش همگی با هم میرن وسط کویر یزد یک سد خیلی بزرگ می سازن.و فکر می کنن که از فردا براشون جوک درست میشه!فرداش که بر میگردن پیش سد- میبینن که به اندازه چند تا اتوبوس عرب و ترک و لر و غیره اومدن بالای سد نشستن و قلاب به دست در حال ماهیگیری هستند
توی مجلس خواستگاری عروس خم شده بود که به داماد چایی تعارف کنه که یکدفعه می گوزه!بعد از خجالتش فرار می کنه و میره تو آشپزخونه . بعدش فامیلای داماد میگن: عروس خانم اگه ایندفعه نمیخوای برینی قندون رو بیار
به ترکه میگن میدونی امام حسین کجا دفن شده ؟ میگه نه میگن تو کربلا ، میگه نه بابا خوش به سعادتش
تا حالا به نوع بله گفتن خانومها سر سفره عقد دقت کردين؟ بسته به گرايش يا علاقه هر کسي يه جور بله ميگه.
مثلا:
عروس عادي : با اجازه بزرگترها بله (اين اصولا مثل بچه آدم بله رو ميگه و قال قضيه رو ميکنه.)
عروس لوس: بع..........له... (عروسهاي لوس رو بايد فقط سپرد به داماد و حجله...)
عروس زيادي مؤدب: با اجازه پدرم، مادرم، برادرم، خواهرم، دايي جون، عمه جون،...، زن عمو کوچيکه، نوه خاله عمه شکوه، اشکان کوچولو، ... ، مرحوم زن آقاجان بزرگه ، قدسي خانوم جون ، ... ، ... (اين عروس خانوم آخر هم يادش ميره بگه بله واسه همين دوباره از اول شروع ميکنه به اجازه گرفتن ... !)
عروس خارج رفته: " با پرميشن از گريت ترهاي فامیل ... آو يس (اين هم بايد به سرنوشت عروس لوس برسه تا شايد آدم بشه)
عروس خجالتي: اوهوم
عروس پاچه ورماليده: به کوري چشم پدر شوهر و مادر شوهر و همه فک و فاميل اين بزغاله (اشاره به داماد) آره....
( وضعيت داماد کاملا قابل پيش بيني است)
عروس رشتي: اووو اگر اهالي محل موافقند بنده مخالفتي ندارم
عروس هنرمند: با اجازه تمامي اساتيدم، استاد رخشان بني اعتماد، استاد مسعود کيميايي، ...، اساتيد برجسته تاتر، استاد رفيعي، ... ، مرحوم نعمت ا.. گرجي ، شير علي قصاب هنرمند، روح پر فتوه مرحومه مغفوره مرلين مونرو، مرحوم مارلين ديتريش، مرحوم مغفور گري گوري پک و ... آري ميپذيرم که به پاي اين اتللوي خبيث بسوزم چو پروانه بر سر آتش
( تو که مادر منو **** اين ستاره ها يه حرف بدي بود که داماد به عروس زده بود ما هم سانسورش کرديم)
عروس داش مشتي: با اجزه بروبچس مُجلي نيست من که پايه ام ... (با عرض تشکر از داش اسي عزيز)
عروس زيادي مؤمن و معتقد: بسم ا.. الرحمن الرحيم و به نستعين انه خير ناصر و معين ... اعوذ با... منم شيطان رجيم يس و القرآن الحکيم .... الي آخر .... ( و در آخر ) نعم (دلم به حال داماد مفلوکِ خاک بر سر ميسوزه که احتمالا توي حجله عروس خانوم يه دور براش مفاتيح رو ختم ميکنه تا بعد ... استغفر ا...)
عروس فمنيست: يعني چي؟! چه معني داره همش ما بگيم بله ... چقدر زن بايد تو سري خور باشه چرا همش از ما سؤال ميپرسن ! ... يه بار هم از اين مجسمه بلاهت (اشاره به داماد) بپرسين ... (اصولا اين قوم فمنيست جنبه ندارن که بهشون احترام بذارن و يه چيزي ازشون بپرسن ... فقط بايد زد تو سرشون و بهشون گفت همينه که هست ميخواي بخواه نميخواي هم XXX لقت)
عشق
عشق از ديد حاج آقا : استغفرالله باز از اين حرفهاي بي ناموسي زدي
(جمله ي عاشقانه : خداوند همه ي جوانان را به راه راست هدايت كند )
ـ عشق از ديد يك رياضيدان : عشق يعني دوست داشتن بدون فرمول
(جمله ي عاشقانه : آه عزيزم به اندازه ي سطح زير منحني دوست دارم)
ـ عشق از ديد بقال سر كوچه : والا دوره ي ما عشق .. نبود ننمون رفت و اين سكينه خانوم رو واسمون گرفت
(جمله ي عاشقانه : سكينه شام چي داريم ...)
ـ عشق از ديد اصغر كاردي (در زندان) : مرامتو عشقه ، عشقي
( جمله ي عاشقانه : چاقو خوردتيم لوتي)
ـ عشق از ديد يك دختر دانش آموز كمي بي غم : آه عزيزم كاش الان پيشم بودي، بغلم ميكردي ، سرمو ميزاشتي رو شونه هات ( جمله ي عاشقانه : دوست دارم عزيزم )
ـ عشق از ديد مادر بزرگم : اين حرفهاي بد رو نزن ، راستي اين دختر اقدس خانوم خيلي دختر خانوم و با كمالاتيه ، تازه تحصيل كرده هم هست (جمله ي عاشقانه : بريم خواستگاری)
ـ عشق از ديد ... (خودتون ميفهميد از ديد كي ) : عزيزم تو كه عاشقمي پس چرا هزينه ي عمل كردن دماغمو نميدي ... ، واسه ناهار بريم سورنتو، سالي با دوستش هم قراره بياد ، دوست سالي واسش يه ماتيز خريده ( به قول بعضي ها دوو منگل) تو حتي حاضر نيستي واسه من كه اين همه دوست دارم حتي يه پرايد بخري
(جمله ي عاشقانه : عزيزم گوشي سوني ميخوام و ... راستي دوست هم دارم)
ـ عشق از ديد كسي كه باراوله كه عاشق ميشه :عزيزم باور كن حتي يك لحضه بدون تو نميتونم زندگي كنم، تو واسم همه دنيایی ( جمله ي عاشقانه : فدات شم عزيزم خيلي خيلي دوست دارم )
ـ عشق از ديد كسي كه بار اولش نيست : عزيزم خيلي دوست دارم ، باور كن به خاطر تو شبها با پاي برهنه ميخوابم
( جمله ي عاشقانه : آه عزيزم ديرم شده بايد برم )
ـ عشق از ديد يك راننده : "راديات عشق من از برايت جوش آمده" ،" باور نداري بر آمپرم بنگر"
( جمله ي عاشقانه : عزيزم دوست دارم... بو بو بوغ )
ـ عشق از ديد بعضي ها : آه خدا يعني ميشه بياد خواستگاريم ...
(جمله ي عاشقانه : يا شابدالعظيم 1000 تومن نذرت ميكنم بياد خواستگاريم )
ـ عشق از ديد ارازل و اوباش : عشق .. سيخي چند ، برو بچه سوسول دلت خوشه ، خونه خالي نداري ...
( جمله ي عاشقانه : بوبوغ ... خانوم بيا بالا خوش ميگذره )
ـ عشق از ديد كسي كه در عشق شكست خورده : عشق يعني كشك
( جمله ي عاشقانه : برو كشكتو بساب )
ترکه آخر عمری بچه هاش رو جمع ميكنه به هر كدوم يه تيكه چوب ميده ميگه بشكونين. همه ميشكونن! به هركی 5 تا دسته بيل ميده ميگه بشكونين. همه ميشكونن! به هر كی 10 تا دسته بيل ميده ميگه بشكونين. همه ميشكونن! به هر كی يه بسته دسته بيل ميده ميگه بشكونين. همه ميشكونن! ميگه حيف كه همتون خرين وگرنه نصيحتتون ميكردم
به ترکه ميگن برو رو دايو استخر شيرجه بزن تو آب، بعدش بيا بالا شامپو گلرنگ رو تبليغ کن. خلاصه ميره بالا و شيرجه ميزنه، منتها از بخت بد کلش ميخوره به کف استخر... بعد يك مدت بالاخره مياد بالا، رو ميكنه به دوربين، ميگه: ميخوام سالاد درست کنم!
تركه ميره تو يك بار، به بارمَن ميگه: قربون دستت، يك آبجو بريز. يارو يك آبجو براش ميريزه، تركه ميگه: به حساب من، يكی هم واسه همه مشتريها بريز! يارو يك دور هم واسه همه ملت ميريزه، تركه ميگه: يك دونه هم واسه خودت بريز. ملت همه كف ميكنن، كه عجب مرامی داره يارو. خلاصه آبجو رو ميخورن، باز تركه ميگه: يك آبجو بريز... بارمنه ميريزه براش... ميگه: يكی هم واسه همه مشتريا... آخرشم يكی هم واسه خودت بريز. به همين منوال 4-5 تا آبجو ميخورن و آخری تركه بلند ميشه تلو تلو خورون بره بيرون. بارمنه ميگه: كجا اخوی... پولش چی شد؟ تركه ميگه: ايلده من پول ندارم كه!! خلاصه ميگيرن تا نفس داره كتكش ميزنن و بعدم با لگد پرتش ميكنند بيرون. دو هفته بعد، باز تركه مياد تو بار، به بارمن ميگه: قربون دستت، يك آبجو بريز... يارو يكم چپ چپ نگاش ميكنه، يك آبجو براش ميريزه. تركه ميگه: يكی هم به حساب من واسه همه مشتريا بريز... باز بارمنه يكم چپچپ نگاش ميكنه و واسه همه ملت يك آبجو ميريزه. بعد يك مدت از تركه ميپرسه: برای خودم نريزم؟! تركه ميگه: نه بابا... ايلده تو باز بد مستی ميكنی، كتك كاری راه ميندازی!
علی آقا ميخواسته حال اكبرآقا رو بگيره، براش يك ريشتراش خدای آلمانی كادو ميفرسته. خلاصه اكبر آقا كادو رو باز ميكنه، ريش تراش رو ميبينه، پاك ميخوره تو پرش.. ميگه من بايد حال اينو بگيرم. چند روز بعد علی آقا ميبينه براش يك كادو اومده از طرف اكبرآقا... باز ميكنه، ميبينه توش يك پِلِی اِسْتیِشنه!
رشتيه با رفيقش رفته بودن خريد، ميبينن دم در يك فروشگاه بزرگ نوشته: سكس مجانی و جوايز نفيس (با خريد بيش از دههزار تومن كالا). خلاصه كلی حال ميكنند و ميرن تو اونقدر آت و آشغال ميخرن تا آخر دههزارتومن رو رديف ميكنن، بعد خوشحال و خندان ميان دم صندوق حساب ميكنند و ميگن: خوب اين سكس مجانی ما چی شد؟ صاحب مغازه ميگه، شما يك عدد بين يك تا ده انتخاب كنيد.. رشتيه ميگه: هفت. مرده ميگه: متاسفانه عدد امروز واسه سكس مجانی هشته، جاييزه عدد هفت يك فندكه! خلاصه رشتيه فندكشو ميگيره و با حالِ گرفته مياد بيرون، رفيقش بهش ميگه: فكر كنم اين جريان سكس مجانی خالی بندی باشه. رشتيه ميگه: نه بابا من و تو شانس نداريم... خانوم من تاحالا سه بار برنده شده!
چند تا زنِ رشتی داشتن باهم اختلاط ميكردن، يكيشون ميگه: شنيدين تو تهران يك خفاش شب پيدا شده، زنای مردم رو ميدزده ميبره ترتيبشون رو ميده؟ يكی ديگه ميگه: اَووو! هرچی امكاناته مالِ شهرای بزرگه!
معلمی به شاگردانش گفت که عجيبترين حکايتی را که ميدانيد انشا بنويسيد. يکی از شاگردان نوشت: کون مادرم. معلم تعجب کرد و از شاگرد پرسيد: اين چيه که نوشتی؟ شاگرد گفت: آخه آقا بابام هر شب دو تا ميزنه در کون مادرم و ميگه: عجب حکايتی است.
تو پرانتز اينكه يك روايت ديگه ازين رو قبلاٌ داشتيم... ولی ديديم حيفه اين يكی رو هم پرچم نكنيم) ملای يك محلهای يك جور مرض مغزی ميگيره، اعداد و ارقام رو خوب يادش نميمونده و نتيجتاً هی بالای منبر سوتيای ناجور ميداده. خلاصه آخر ريش سفيدای محل جمع ميشن و تصميم ميگيرن كه از سری بعد يك نخ به تخم اين بنده خدا ببندن كه هرجا سوتی داد اين نخه رو يكم بكشن تا حواسش جمع شه. خلاصه جمعة بعد جناب ملا ميره بالای منبر و شروع ميكنه به روضة پر سوزوگدازی گفتن و ميرسه به اينجا كه امام حسين با 72 تن از يارانش رفت به سوی صحرای كربلا. ازبخت بد همون موقع دو تا بچه داشتن پای منبر گرگم به هوا بازی ميكردن، پای يكيشون گير ميكنه به نخ و تخم حاج آقا كشيده ميشه. حاج آقای بنده خدا هم زود حرفشو تصحيح ميكنه، ميگه: ببخشيد، 720 تن از ياران... باز هم از بخت بد پای بچه دوم هم گير ميكنه به نخ. حاجی باز زود حرفشو تصحيح ميكنه: ميگه: عذر ميخوام، 7200 تن از ياران... ريش سفيدای محل ميبينن گند قضيه داره پاك در مياد، ميخوان يجور به حاج آقا حالی كنن كه ديگه ازين خراب ترش نكنه، نخ رو ميگرن هی پشت سر هم ميكشن. حاج آقا قاط ميزنه، ميگه: ببينيد مردم! يا 72 تن بودن، يا 720 تن بودن، يا 7200 تن، يا اينكه نخ افتاده دست يك آدم خواركسده!
يگان ويژه دنبال ارمنيه ميكنه، ارمنيه پاپيون ميكنه، هی بدو اينور - بدو اونور، آخر ميره ميشينه رو يك تيكه تاپاله گاو. بعد يك مدت، افسره ميرسه بهش، ميپرسه: مردك داری اينجا چه غلطی ميكنی؟! ارمنيه ميگه: جناب سروان دارم ميرينم! افسره يك نگاه ميندازه، ميگه: مادر جنده اين كه تاپاله گاوه! ارمنيه شاكی ميشه، ميگه: مگه تو گذاشتی مثل آدم برينم؟!
بچه مثبته رفته بوده آموزش چتربازی، قبل از اينكه بپره استادش بهش ميگه: وقتی پريدی، بايد تا بيست بشمری بعد اين طناب رو بكشی تا چترت باز شه.پسره ميپرسه: ببخشيد استاد، اگه چتر باز نشد چی؟ استادش ميگه: سوال خوبيه! در اون صورت، اين يكی طناب رو بكش، كه چتر زاپاس باز شه. باز پسره ميپرسه: شرمنده استاد، اگه دومی هم باز نشد چی؟ استاده ميگه: خوب درون حالت، يك نخ قرمز اينجا هست كه وقتی بكشيش چتر اضطراری باز ميشه. پسره دوباره ميپرسه: ببخشيد وقتتون رو ميگيرم استاد، اما اگه اينم باز نشد چی؟ استاده ميگه: درون صورت صفحة 381 دفترچه راهنما رو بازكن، اونجا توضيح داده. خلاصه پسره خيالش راحت ميشه و ميپره، تا بيست ميشمره، نخ اول رو ميكشه، اتفاقی نميافته. نخ دوم رو ميكشه، بازم چتری باز نميشه. پسره هول ميشه، نخ قرمز رو ميكشه، ولی بازم خبری از چتر نبوده. يهو ياد حرفای استادش ميافته، خيالش راحت ميشه، دفترچه راهنما رو بازميكنة، صفحة 381 رو مياره، ميبينه نوشته: مشتری گرامی، خواهر شما گاييده ميباشد!
رشتيه ميره پيش رفيقش، ميبنه عصبانيه. ميگه چرا ناراحتی؟ چی شده؟ رفيقش ميگه اين زن ما انار خورده دونههاش رو ريخته رو تخت، همه جارو كثيف كرده. منم شاكی شدم زدمش. فرداش دوباره همديگر رو ميبينن، اين دفعه رشتيه شاكی بوده. رفيقش ميپرسه چی شده، تو چرا ناراحتی؟ ميگه هيچی بابا اين زنه ما هواپيما خورده، خلبانشو انداخته زير تخت!
رشتيه ميخواسته زن وبچش رو بفرسته مسافرت. ماشين ميگيره، به زنش ميگه خانم جان! شما اينجا صبركن. خودش سوار ماشين ميشه، تفنگ در مياره ميذاره رو شقيقه راننده، ميگه: برو! يارو رو ميبره توجنگل وصحرا. ميگه: يالا جلق بزن! يارو ميزنه. ميگه دوباره بزن! يارو بازم ميزنه. بعد سوار ميشن برميگردن. رشتيه به زنش ميگه: خانم جان! خيالت راحت باشه، زهرشو گرفتم!
رشتيه ميره خونه ميبينه زنش با يك نره خری مشغولند. يارو تا رشتيه رو میبينه میزنه به چاك و با آخرين سرعتش میدوه در میره. رشتيه هم تا اون ور مازندران فحش ميده و دنبالش ميكنه. آخر يارو میرسه لب يك پرتگاه، ديگه هيچ راه فراری نداشته، رشتيه هم همين جور عصبانی داشته دنبالش ميومده. مرده ميگه: غلط كردم! توروخدا منو نكش! رشتيه ميگه: هيس! اول اون دمپايیهای منو بده!
زنه رشتيه بهش ميگه: آقاجان! يه كفش واسه ما نخريدیها! رشتيه ميگه: ای خانم جان! تو كه لنگات هميشه هواست كفش ميخوای چيكار؟
زن رشتيه نصفه شب داشته ميرفته بيرون. رشتيه با اخم و تخم مياد جلو میپرسه: خانم جان كجا ميری؟ ميگه: ميرم كس بدم! ميگه: آی اين صداقتت منو كشته
در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست ![]()
داشت مردی زنی چهل ساله
بود در استغاثه و ناله
کای خداوند قادر بی چون
هست چهل ساله بهر من فزون
به دگر گونه ام حواله بده
اين بگيرودو بيست ساله بده
اینم برای دوستان قلیانی
نی دردهن تو نیشکرمی گردد
قلیان زلب تو بهره ورمی گردد
برگرد رخ تو دود تنباکو چیست؟
ابری ست که بر دور قمر می گردد
قزوينيه زن ميگيره، شب اول كلي مرام ميگذاره و تريپ "لاو"(!) خانوم رو ميبره بالاپشتبون و از همون درِ جلو مشغول ميشه. زنه هم كلي حال كرده بوده، هي ميگفته: چه ماه زيبايي، عجب ستارههايي..! قزوينيه ميگه: بالام جان خوب ستارهها رو نگاه كن كه از فردا شب بايد گلهاي قالي رو بشمري!!!
آخونده و عربه و رشتيه سوار هواپيماي لوفتانزا بودن، موقع نهاركه ميشه، يه مهماندار خوشگل براشون غذا مياره. دختره وقتي ميخواسته غذا رو بذاره جلوي آخونده، سينه هاش معلوم ميشه، آخونده ميگه: خدايا به راه راست هدايتش كن! نوبت كشيدن غذاي عربه ميشه ، عربه هم پستوناشو ميبينه، ميگه: خدايا راست شده تو هدايتش كن!! نوبت رشتيه كه ميشه، باز سينه هاي خانم پيدا ميشه، ميگه: خدايا تو راستش كن من هدايتش ميكنم
بچهه داشته با اتوبوسش بازي ميكرده، هي ميگفته: قام قام... ايستگاه اول، كونيا درجلو، جندهها در عقب! ...قام قام... ايستگاه دوم، جاكشا در جلو،كسكشا در عقب!! مامانش شاكي ميشه، ميگه بي ادب اين چيزا چيه ميگي؟! يقه بچهه رو ميگيره ميبره تو انباري زندانيش ميكنه. بعد از سه ساعت مياد بهش ميگه: آدم شدي؟! بچه ميگه: آره، ميگه: خوب حالا برو مثل بچه آدم بازي كن. بچه هم ميره اتوبوسش رو بر ميداره ميگه:... قام قام...ايستگاه سوم، زن قحبهها در جلو، مادرقحبهها در عقب...اون جاكشهايي هم كه ميگن چرا اتوبوس سه ساعت تاخير داره، برن ازون زنيكه جندهاي كه تو آشپزخونه واستاده بپرسن!!!
خانم معلمه سر كلاس از يه بچه تخسه مي پرسه: اگه سه تا گنجشك سر يه شاخه درخت نشسته باشن، بعد ما يكيشون رو با تير بزنيم، چند تا گنجشك رو درخت ميمونه؟ بچهه ميگه: هيچي! معلمه ميگه: نخير دو تا ميمونه. بچهه ميگه: خوب اون دو تا هم از صداي تير فرار ميكنن ديگه. معلمه يكم فكر ميكنه، ميگه: جوابت درست نبود ولي از طرز فكرت خوشم اومد! بعد شاگرده ميگه: خانم حالا ما يه سوال بپرسيم؟! معلمه ميگه : بپرس. پسره ميگه: اگه سه تا خانم تو خيابون بستني بخورن، اولي گاز بزنه، دومي ليس بزنه و سومي ميك بزنه، كدومشون ازدواج كرده؟! معلمه يكم فكر ميكنه، ميگه: خوب معلومه، سومي! بچهه ميگه: نه...جوابتون درست نبود. اوني كه حلقه دستشه ازدواج كرده، ولي از طرز فكرت خوشم اومد!!!(
به تركه ميگن يه جمله بگو توش كير باشه، ميگه: كس ننت
يه روز يه زن 13قلو داشته 9ماه ميشه ولي بچه هاش به دنيا نمي ان ميره دكتروبا نگراني ميگه اقاي دكتر چرا من بچه هام به دنيا نمي ان نكنه كه من اصلا"حامله نيستم دكتره ميگه خيلي خوب حالا بورو اونجاتا معاينه ات بكنم وقتي كه سونوگرافي ميكنه توي مانيتور ميبينه كه از 13 تا بچه 12 تا دخترهست و1نفر انها پسر و پسره دستش رو گذاشته بودرو شكم مامان و مي گفت جون داداش چي اگه بزارم كسي لخت از اينجا بره بيرون
رستم و اسفندیار
کنون رزم و يروس و رستم شنو دگرها شنيدستی اين هم شنو
که اسفنديارش يکی ديسک داد بگفتا به رستم که ای نيک زاد
در اين ديسک باشد يکی فايل ناب که بگرفتم از سايت افراسياب
چنين گفت رستم به اسفنديار که من گشنمه نون سنگک بيار
جوابش چنين داد ٬خندان طرف که من نون سنگک ندارم به کف
برو حال می کن بدين ديسک٬ هان ! که هم نون و هم آب باشد در آن
تهمتن روان شد سوی خانه اش شتابان به ديدار رايانه اش
چو آمد به نزد مينی تاورش بزد گرز بر دکمه ی پاورش
دگر صبر و آرام و طاقت نداشت مر آن ديسک را در درايوش گذاشت
نکرد هيچ صبر و نداد هيچ لغت يکی ليست از روی ديسک او گرفت
در آن ديسک ديدش يکی فايل بود بزد انتر آنجا و اجرا نمود
کزان يک دم و شد همان دم عيان يکی فيلم و موزيک و شرح و بيان
به ناگه چنان سيستمش کرد هنگ که رستم در آن ماند مبهوت و منگ
چو رستم دگر باره ريست نمود همی کرد هنگ و همان شد که بود
تهمتن کلافه شد و داد زد ز بخت بد خويش فرياد زد
چو تهمينه فرياد رستم شنود بيامد که ليسانس رايانه بود
بدو گفت رستم همه مشکلش وز آن ديسک وبرنامه ی خوشگلش
چو رستم بدو داد قيچی و ريش يکی ديسک بوتيبل آورد پيش
يکی برنامه اندر آن ديسک بود بر آورد آن را و اجرا نمود
به ناگه يکی رمز ويروس يافت پی کشف امضای ايشان شتافت
چو ويروس را نيک بشناختند مر از بوت سکتور بر انداختد
به خاک اندر افکند ويروس را تهمتن به رايانه زد بوس را
چنين گفت تهمينه با شوهرش که اين بار بگذشت از پل خرش
دگر باره اما خريت مکن ز رايانه اصلآ تو صحبت مکن
قسم خورد رستم به پروردگار نگيرد دگر ديسک از اسفنديار
لره سوار اسانسور میشه میگه به سلامتی اقایان را ننده صلوات
قزوینی میره میره نماز جماعت وقتی همه میرن سجده میگه
منو این همه خوشبختی محاله
تركه ميره زن اسراييلي ميگيره به نشانه اعتراض سر عقد حاضر نميشه
تركه با دختره تو ماشين بوده بسيجيه ميگه صيغه اي يا عقدي
ميگه جندس نقدي
مقدمه تمام نامه هايي كه سربازا از سربازي مي فرستن اينه
نامه رسانم به پدر پيرم دارم ميميرم از درد كيرم
سلام خانوم ببخشيد ساعت چنده به زبان پسرا يعني هي جنده شماره تو بده
كنيزك را بلند كرديم
دو لنگش را هوا كرديم
ندا اومد كنيزك ايدز داره
توكل بر خدا كرديم و كرديم
كرده رو ميفرستن جهنم ميبينن بعد يه هفته همه رو قاچاقي كرده بهشت
تركه رو با يه جنده بسيجي ها ميگرن بسيجيه به جنده ميگه خواهر سوار شو . تركه ميگه
خواهرته خاك تو سرت جندس.
از علي دايي مي پرسن تيم عربستان با شما جوانمردانه بازي كردن يا نه؟
ميگه والا ما هرچي فوش ميداديم اونا قران ميخوندن
رشتيه با رتبه 120000 دانشگاه تهرن قبول ميشه ميگن چه طوري قبول شدي
ميگه از سهميه 7 پدر شهيد استفاده كردم
مامور سر شماری ميره در خونه رشتيه واسه آمار در ميزنه خانم درو باز ميکنه مآموره ضمن معرفی خودش سوالاتشو مطرح ميکنه . خانم ميگه والله شوهرم که ۸ سال پيش عمرشو داد به شما من موندم و ۳ تا بچه ۲ ؛ ۴ ؛ و ۶ ساله مأموره باتعجب ميگه اگه شوهرت ۸ سال پيش مرده تو چه جوری بچه های ۲ ؛ ۴ ؛ ۶ ساله ......... زنه رشتيه ميگه بابا تو چقد خنگی شوهرم مرده خودم که نمردم
يه نفر تو کوچه به رشتی سلام ميکنه رشتيه با عصبانييت ميگه : سلام بی سلام خانم مرد
ترکه هر جا ميره واسه کار بهش ميگن برو يه ضامن معتبر بيار . ميره مشهد تو حرم امام رضا ضريح رو ميچسپه و با التماس ميگه يا امام رضا تو ضامن آهو که شدی بيا و ضامن خر هم بشو
يک پسره سيگاری داشته تو پارک میرفته چشمش به يک دختری ميفته ميره بهش ميگه: خانوم ميشه يه بوسه به من بديه تا با آتش اون سيگارم رو روشنش کنم.
دختره هم که خيلی حاضر جواب بوده ميگه من به تو لب نميدم تا کونت بسوزه با آتش اون سيگارت رو روشنش کنی.
عربه ميره امام رضا دعا ميكنه يا امام رضا يه تويوتا بهم بده چهار پنج بار اين حفو تكرار كرد لره هم از اون طرف مي گفت يا امام رضا يه هزارتوماني بهم بده چندين بار تكرار كرد عربه عصباني ميشه مگه ولك اين هزارتومان بگير بزار هواسش به ما باشه
به تركه مي گن :شما همتون اين قدر ساده ايد
ميگه : نه مدل راه راه مونم تو آفريقاست
تر كه با دوست دخترش ميره بيرون يه دفه پدر دختره از راه ميرسه
مي گه: شما چه غلطي مي كنين. تر كه مي گه : به تو چه مربوطه خواهرمه
تركه چراغ جادو پيدا ميكنه بعد از اينكه غولش در اومد به تركه گفت يه آرزو كن
تر كه مي گه خليج فارس و آسفالت كن غوله مي گه سخته يه آرزو ي ديگه كن
تر كه ميگه من و آدم كن غوله مي گه ولش ميرم همون خليج فارس و آسفالت كنم
یه ترکه بازرس اداره تعزیرات بوده بعد از بازدید از یه کارخونه یخ سازی دره کارخونه رو میبنده.ازش می پرسن چرا دره کارخونه رو بستی؟میگه آخه آب قاطی یخاش میکرد.
به باباي حسين فهميده ميگن نظرت راجع به پسرت چيه؟؟ميگه خودش كه مرد به جهنم..هنوز دارم قسط هاي تانك رو ميدم
خدا زمين و آسمان را آفريد گفت: چه زيباست
مرد را آفريد گفت: چه زيباست
زن را آفريد گفت: عيب نداره آرايش ميکنه خوشگل ميشه
به تركه ميگن علي يارت ميگه ما تيممون تكميله يار خودتون
یه تهرانی میره مکه پرده کعبه رو میگیره توبه میکنه که خدا من توبه میکنم دیگه برای ترک ها جوک نمی سازم من رو ببخش بعد از اون ور یه ترکه میاد میگه ببخشید آقا قبله از کدام طرفه ؟!؟ بعد تهرانی میگه: خدا ببین خودش گیر میده.
بسیجی میره نماز جمعه جو میگیردش موج مکزیکی میره
از یه بسیجی میپرسند دو دو تا؟ بسیجی یکم فکر میکنه میبینه بلد نیست میخواست ضایع نشه میگه هر چی خدا بخواهد.
یه بسیجی زنگ میزنه به دوست دخترش میگه: عزیزم بابات رو بپیچون بریم نماز جمعه
2 نوشته شده در چهارشنبه دوم شهريور 1384ساعت 16:7 توسط م.س | 2 محبت از سوی شما
يك دختر در حمام...
1ـ لباساشو رو درمياره؟ رنگ روشن ها رو تو يك سبد و تيره ها رو تو يكي ديگه ميگذاره.
2ـ در حموم رو از تو قفل ميكنه? جلوي آيينه مي ايسته؟ شكمش رو كه تمام مدت داده بود تو؟ ميده بيرون و شروع ميكنه به غر غر و ايراد گرفتن از نقطه نقطه بدنش.
3ـ در كمد رو باز ميكنه انواع شامپو و صابون معطر مخصوص پوست صورت؟مو؟ بدن؟ كف پا و ... رو بيرون مياره و مي چينه رو لبه وان.
4ـ موهاش رو با شامپوي نارگيلي تقويت كننده؟ پرپشت كننده؟ براق كننده و...ميشوره و هفده دقيقه ماساژ ميده.
5ـ يكبار ديگه با همون شامپو موهاشو ميشوره.
6ـ نرم كننده معطر پرتقالي رو به موهاش ميماله تا 60 ميشماره.
7ـ سي و پنج دقيقه زير دوش مي مونه.خوب آخه بايد خيالش راحت بشه كه تمام مواد شيميايي از موهاش پاك شده. وگرنه بعد از حموم موها وز ميكنه.
8 ـ خمير ريش داداشي رو كش ميره و شيش كيلو خالي ميكنه رو ساق پا و دست و پشت لب. بعد يه تيغ بر ميداره و يا علي. آي!!!!
9ـ موهاش رو حسابي مي چلونه؟ حوله رو مثل عمامه مي پيچه دور سرش. تو آيينه خودشو ورانداز ميكنه. از اينكه در اثر كشش حوله چشم و ابروش كشيده شده? احساس خوشگلي مي كنه و يه ماچ گنده واسه عكس خودش تو آيينه ميفرسته.
10ـ خوشحاليش زياد دوام نمياره. چون يه جوش سرسياه بي اجازه نوك دماغش سبز شده.
11ـ تمام نقاط بدنش رو معاينه ميكنه و با ناخن و موچين ميره به جنگ جوشها و موهاي زائد بي تربيت.
12ـ حوله ش رو مي پوشه و ميره به اتاقش.تمام بدنش رو با لوسيون چرب ميكنه.
13ـ چهل بار لباس مي پوشه و در مياره تا انتخاب كنه.
14ـ 48 دقيقه پشت ميز توالت مي شينه و آرايش ميكنه.
يك پسر در حمام...
1ـ همون طور كه رو تخت نشسته ? لباساشو ميكنه. هر كدوم رو پرت ميكنه يه گوشه اتاق.
2ـ نيم وجب حوله رو ميگيره دور باسنش و ميره به سمت حموم.
3ـ مي ايسته جلوي آيينه. شكمش رو ميده تو. بازو ميگيره. فيگور چپ? فيگور راست? نيم ساعت قربون صدقه خودش ميره? (اين قدوبالا رو ببين چه كرده .لاي لاي لالاي لاي)مامان جونش هم از تو آشپزخونه تاييد ميكنه.
4ـ زير بغلش رو بو ميكنه و رنگ چهره ش بر ميگرده. سبز? آبي? بنفش..
5 ـ در كمد شامپو ها رو باز نميكنه چون اصلا توش چيزي نداره.
6ـ با قالب صابون سبزش زير بغلهاشو كف مالي ميكنه. يه عالمه مو مي چسبه به صابون.
7ـ با همون صابون صورت و مو و بدنش رو هم ميشوره.
8 ـ نرم كننده مو؟؟؟ برو بابا !
9ـ زير دوش ميگوزه و به خاطر اكو شدن صداش تو حموم ?كر كر ميخنده .
10ـ دو دقيقه بعد دوباره ميزنه زير خنده? آخه اين دفعه بوش رسيده به دماغش.
11ـ چاه حموم رو هدف گيري ميكنه و ميشاشه توش.
12ـ از زير دوش مياد بيرون و يكهو مي بينه يادش رفته بوده در حموم رو ببنده. و همه فرش و كف خونه خيس شده.( بيخيال...مامان خشك ميكنه)
13ـ حوله فسقليش رو مي پيچه دور باسنش و همون طور خيس خيس ميره تو اتاق.
14ـ حوله خيس رو پرت ميكنه رو تخت و 2 دقيقه اي لباس مي پوشه.
ازیه روزیه گاوه میره کلاس زبان وقتی ازکلاس میادبیرون به جای مااااا مااااا میگه weee weee
به رشتیه میگن زنتو هفت نفربا پیکان بردن میگه نمی دونستم پیکان هشت نفرجاداره
ترکه میره عروسی جومیگیره به عروس شماره میده
به ترکه میگن سزارین یعنی چی؟ میگه بچه به شرط چاقو
روزي مرغ و خروسي وارد يه سوپر ماركتي ميشن.بعد به فروشنده ميگن:تخم مرغ دارين؟ فروشنده ميگه:شما ديگه چرا؟!! مرغ ميگه:آخه ما هنوز نامزديم!!؟
به گوسفنده ميگن به چه سبكي دستشويي مي كني ؟؟
ميگه : به سبك گروه آريان .... دونه دونه دونه دونه ..... دونه دونه
به گوسفنده مي گن بزرگترين آرزوت چيه ؟ ميگه براي يه بارم كه شده جلوي وانت بشنيم!!!
يه بنده خدايي در اتوبوس به دنيا ميايد اسمش را ميگذارند عبد الواحد!!
يه كنكور آزمايشي...
1.هنرپيشه معروف سينما: محمدرضا......
الف:گلزار ب:علف زار
ج:دشت د:گندمزار
2.هنرپيشه اسبق زير آسمان شهر: رضا......
الف:ماكسيما ب:فولكس
ج:خاور10تن د:ژيان
3.بازيگر نقش اول سريال سفر سبز:
الف:پارسا پيروزفر ب:فارسا فيروزفر
ج:پارسا پيروزپر د:پارسا فيوز پر
4.اسم آخرين كاست عرشيا:
الف:ديوونه ب:خل و چل
ج:عجوج مجوج د:منگل
5.سبك خوانندگي خشايار اعتمادي:
الف:پاپ ب:اسقف
ج:راهبه د:آبگوشتي
6.نام يك تيم انگليسي:
الف:ميدلز برو ب:ميدلز بيا
ج:ميدلز بودي حالا د:ميدلز برو گمشو
7.دروازه بان معروف انگليسي:
الف:ديويد سيمن ب:ديويد سيگرم
ج:سيمثقال د:ديويد سيتن
8.در بيت زير چه صنعتي بكار رفته: ((بيوفايي،بيوفايي،دل من از غصه داغون شده))
الف:ايهام ب:صنعت نفت
ج:پتروشيمي د:شموشك نوشهر
9.يكي از وسايل اصلي در ساختمان عينيك و ديگر وسايل اپتيكي:
الف:عدسي ب:لوبيا با پياز
ج:كاچي د:فرني
10.دانشمندي كه بين بار الكتريكي و جرم الكترون ها و سرعت آنها رابطه اي نوشت:
الف:تامسون ب:بم
ج:واشنگتن د:قوچان
11.نام ديگر اسيد فرميك:
الف:جوهر مورچه ب:سلام مورچه
ج:جوهر سرندي پيتي د:مگمگ و دوستان
12.گازي كه در قديم در يخچالها بكار مي رفت:
الف:فرئون ب:ابرهه
ج:نمرود د:فتحعليشاه
13.عناصر رديف آخر جدول تناوبي را گازهاي...... ناميده اند:
الف:نجيب ب:بي بخار
ج:قزبيط يا قضبيط(و قس) د:گلابي
به قزوینیه میگن یه خاطره خوب بگو میگه بالام جان بچه بود و سفید بود....میگن حالا یه خاطره بد بگو:میگه آی بالام جان بچه بودیم و سفید بودیم...
يارو تهرونيه ميخواسته سر به سر رفيق تركش بگذاره، بهش ميگه: دويدم و دويدم، به خونتون رسيدم، ازرو ديوار پريدم، خوارتو من گاييدم! تركه هم ميگه: منم اومدم خونتون، ننتو گاييدم! تهرونيه ميگه: برو بابا! اين كه وزن نداره! تركه ميگه: خوب حقيقت كه داره!
رشتيه مياد خونه ميبينه بچه ها حسابي شلوغ پلوغ كردن . ميگيره همه رو ميزنه و ساكتشون ميكنه بجز يكي كه اصلا هيچي بهش نميگه. رفيقش بهش ميگه: بابا چرا اينقدر بين بچه هات فرق ميگذاري؟ رشتيه ميگه: آخه اون يكي سيده!!!
يه بار برميگردن به يه ترکه ميگن جريان اين بوق زدن تو عروسيا چيه ؟؟؟ميگه ايلده اين قبلا يه شعری داشته که ما ميخونديم ...ميگن خوب حالا چی بوده ... ميگه:
اونی که تا قبلا نميداد ... ديــديــد داد....دیــــــددیــــــد داد .
به عربه ميگن زن رو تشبيه كن، ميگه: ولك زن مثل باغچه ميمونه... صبح آبش ميدي، ظهر آبش ميدي، شب هم شيلنگ رو ميندازي توش تا صبح آب بخوره!!
:: دورهگرده تو يكي از كوچههاي شمرون داد ميزده: دمکنی 500 تومن! دمکنی500 تومن! پيرزنه سرشو از پنجره مياره بيروه، ميگه: ننه، تا ته بکونی چند ميشه؟!!
پسر تركه ميره پيش يك افسره پليس، ازش ميپرسه: ببخشيد ساعت چنده؟ يارو ميگه: ده دقيقه به ده. ميگه: ساعت ده بيا بكنمت! بعد هم ميزنه به چاك، افسره هم ميفته دنبالش. پسره ميدوه تو خونشون، درو پشت سرش ميبنده. پليسه در خونه رو ميزنه، تركه مياد دم در، ميگه: بعله؟ افسره نفس-نفس زنان ميگه: آقا اين چه وضعيه؟! پسرتون به من گفته ساعت ده بيا بكنمت!! تركه هم ميگه: خوب بابا چه خبرته؟! هنوز كه پنج دقيقه مونده!
يارو تركه عرق ميخوره ميبرنش كلانتري شلاقش بزنن. افسرِ چند تا شلاق ميزنه، بعد شلاقو ميده به يكي ديگه ميگه: برادر حسين! بيا شماهم يه فيضي ببر! يارو هم چند تا ميزنه و ميده به اونيكي ميگه: برادر اكبر شما هم بيا يه فيضي ببر! خلاصه چند نفري دهن يارو رو .... بعد كه كارشون تموم ميشه ميان از اتاق برن بيرون، تركه ميگه: برادرا! لااقل درِ فيضيه رو ببندين
تلويزيون داشته گل خداداد عزيزي رو به استراليا نشون ميداده، تركه تماشا ميكرده. دو سه بار كه صحنه آهسته گل رو نشون ميدن، تركه شاكي ميشه، ميگه: حالا اونقدر نشون بده تا اون دروازه بان بگيردش
رشتيه بچشو ميندازه بالا، ميگه بگو بابا، بگو بابا. بچهه ميگه اکبر آقا، ممد آقا، اصغر آقا
ياد داري که تو را ميکردم ، همه شب تا به سحر راز دعا
ياد داري که به من ميدادي ، درس علم و هنر و صدق و صفا
همه شب بهر تو راست ميکردم ، دست حاجت به درگاه خدا
دستمالي بده تا پاک کنم ، عرق شرم از روي شما
به يه ترکه ميگن خر بهتره يا گاو؟ ميگه گاو. ميگن چرا؟ ميگه خوب آدم که از خودش تعريف نميکنه
به يه ترکه ميگن چرا داروهات رو به موقع نميخوري؟ ميگه آخه ميخوام ميکروبها رو غافلگير کنم
واسه سرشماري اومده بودن در خونه رشتيه، يارو از رشتيه ميپرسه: اسم پسر اولت چيه؟ رشتيه ميگه: اصغر. ميپرسه: خوب اسم پسر دومت چيه؟ رشتيه: ميگه اصغر! ..سومي - چهارمي- پنجمي، خلاصه همه رو ميگه اصغر! ماموره شاكي ميشه، ميگه: مامور دولت رو سر كار گذاشتي؟! رشتيه ميگه: نه والله، اينها همشون اسمشون اصغره! مرده ميگه: خوب پس چجوري تو خونه صداشون ميكنيد؟ رشتيه ميگه: خوب اصغرِ اكبرآقا داريم، اصغرِ علي آقا داريم، اصغرِ آقا رضا داريم!!!
يارو ازون تيمسار كسخلاي تير بوده، يك روز كلة سحر مياد پادگان به اولين نفري كه ميرسه، داد ميزنه: سرگرد! من ديشب زنمو كردم! انجام وظيفه بود يا بيگاري؟!! سرگرده جفت ميكنه، با خودش ميگه باز اين ميخواد يك چيزي از دهن ما بكشه بيرون بدبختمون كنه. خلاصه با تته پته ميگه: چهچه عرض كنم قربان. تيمساره شاكي ميشه، ميگه: خاك بر سر احمقت كنند! ميره يكم جلوتر، يك گروهبانه رو ميبينه، باز همون سؤالو ميپرسه، گروهبانه بدبخت هم يكم من و من ميكنه، چيزي نميگه و فحشش رو ميخوره. تيمساره شاكيتر ميشه، ميره يكم جلوتر ميبينه يك سرباز صفر داره جارو ميكشه، ميره جلو ميگه: سرباز! من ديشب خانوم رو كردم. انجام وظيفه بوده يا بيگاري؟! سربازه (كه از قضا لابد ترك هم بوده!) خيلي مطمئن ميگه: انجام وظيفه بوده قربان! تيمساره كف ميكنه، ميگه: واسه چي انجام وظيفه؟! تركه ميگه: آخه اگه بيگاري بود ميداديد ما بكنيم!!!
به رشتيه ميگن اعضاي خانوادتو نام ببر، ميگه: صاايران، امرسان، موبايل، آمريكا!! ميگن: مرتيكه اين كسشعرا چيه ميگي؟! رشتيه ميگه: آخه شما نميدوني؛ صاايران دختر كوچيكمه، هر روز بهتر از ديروز! امرسان دختر بزرگمه، زيبا جادار مطمئن! موبايل خانمه، كه هيچ وقت در دسترس نيست! آمريكا هم خودمم، كه هيچ غلطي نميتونم بكنم
قزوينيا يك ماهواره ميفرستن فضا كه دنبال سوراخ لاية ازون بگرده!!!
تركه ميره به يكي خبر مرگ مادرش رو بده، بهش ميگه: يه شتري بود كه در خونه همه ميخوابيد!؟ يارو ميگه: خوب؟ ميگه: اين دفعه رو ننه تو خوابيد!!!
رشتيه با خانمش و يك باباي ديگه تو كوپة قطار بودن، شب ميخواستن بخوابن، رشتيه و زنش پايين ميخوابن، جناب غريبه هم ميره رو تخت بالا ميخوابه. خلاصه يك مدت ميگذره، يهو يارو ميگه: آقا خجالت بكش! تو كوپه قطار عمومي اين كارا قباحت داره! رشتيه، هول ميكنه، ميگه: والله ما كار بدي نميكرديم! دوباره يك مدت ميگذره، باز مرده ميگه: دِ آقا قباحت داره! من اين بالا خوابيدم، اين چه كاريه شما پايين ميكنيد؟! باز رشتيه شرمنده ميگه: والله ما كار خاصي نميكرديم، فقط خوابيده بوديم. خلاصه يك مدت ميگذره و يك بند مرده غر ميزده كه اقا اين چه كاريه ميكنيد و رشتيه هم هي قسم و آيه ميخورده كه كار بدي نميكنه. بالاخره رشتيه شاكي ميشه، ميگه: اصلاٌ تو بيا پايين بخواب، من ميرم بالا ميخوابم. مردك هم كه همينو ميخواسته، جنگي مياد پايين و بسم الله شروع ميكنه با زن رشتيه، حالا نكن، كي بكن!! رشتيه از تخت بالايي سر وصدا رو ميشنوه، با خودش ميگخ: بندة خدا راست ميگفت، ازين بالا ناجور به نظر مياد!!!
تركه و لره با هم ميرن شكار، منتها فقط لره تفنگ داشته. خلاصه وسطاي جنگل بودن كه يهو يك شير هيكلي ميگذاره دنبال تركه! خلاصه اون بدبخت هم جفت ميكنه، شروع ميكنه با آخرين سرعت دويدن، و درضمن سر لره داد ميزده كه: بكشش...بكشش! لره هم تفنگشو در مياره، نشونه ميگيره، بنگ! ميزنه يك تخم آقا شيره رو ناكت ميكنه! شيره شاكي ميشه، سريع تر ميگذاره دنيال تركه.... اون بدبخت هم باز در عين دويدن، داد ميزنه: بكشش...بكشش!! باز لره نشونه ميگيره، اينبار ميزنه اون يكي تخم آقا شيره رو ناكت ميكنه! شيره ديگه پاك شاكي ميشه، با چشماي خون گرفته ميگذاره دنبال تركه... اون بدبخت هم در عين اينكه داشته با همه وجود ميدويده، داد ميزنه...بابا بــكـــشــــش! بـــكـــشـــش!! لره دوباره نشونه ميگره، ...بنگ! اينبار كير اقا شيره كنده ميشه! تركه شاكي ميشه، داد ميزنه: بابا اين ميخواد منو بخوره، نميخواد كه بكنه!!!
تركه تو اتوبوس ميگوزه همه بهش ميخندن. اونم خوشحال ميشه، ميگه: اگه ميدونستم اينقدر حال ميكنين براتون ميريدم!!!
يارو استاده خيلي بي ادب بوده و همش سر كلاس جكاي ناجور ميگفته. خلاصه دختراي كلاس شاكي ميشن و تصميم ميگيرن اگه يه بار ديگه اين يارو جك خلافي گفت، كلاس رو ترك كنن. فرداش استاده مياد سر كلاس ميگه: شنيدين تو هند جنده كم شده؟! دخترا هم همشون پاميشن كه از كلاس برن بيرون، استاده ميگه: خانوما كجا؟! پرواز تهران-دهلي فرداست
زنه ميره پرنده فروشي، ميگه: من يك طوطي باهوش ميخوام. يارو ميبردش جلوي يك قفس، ميگه: خانم اين باهوش ترين طوطيه كه من تاحالا ديديم. زنه به طوطيه ميگه: سلام طوطي. طوطيه ميگه: سلام خانم! زنه ميگه: من اگه تو رو بخرم و ببرم خونه، بعد فردا با يه آقايي بيام خونه، تو چي ميگي؟! طوطيه ميگه: ميگم سلام جنده خانم!! زنه بهش بر ميخوره و ميگه: واه! چه طوطيه بي ادبي! من اينو نميخوام! يارو فروشندهه ميگه: خانم شما اصلاً ناراحت نباشين. من دو هفته باهاش كار ميكنم، اخلاقش درست ميشه. خلاصه زنه دو هفته بعد مياد، به طوطيه ميگه: سلام طوطي. طوطيه ميگه: سلام خانم. زنه ميگه: من اگه تو رو بخرم و ببرم خونه، بعد فردا با يه آقايي بيام خونه تو چي ميگي؟! ميگه: ميگم سلا م خانم. خوش اومدين آقا! زنه ميگه: اگه با دو تا آقا بيام چي؟! طوطيه ميگه: سلام خانم، خوش آمدين آقايون! زنه ميگه: اگه با سه تا آقا بيام چي؟! باز طوطي همونو ميگه. خلاصه همينجور تعداد آقايون زياد ميشه تا ميرسن به شيش تا آقا. يهو طوطيه شاكي ميشه، برميگرده به فروشنده ميگه: ببين محمود آقا! نگفتم خانم جندست
تركه عروسي ميكنه، هفته بعد دست خانوم رو ميگيره ميبره دكتر، ميگه: آقاي دكتر ما بچهدار نميشيم!! دكتره ميپرسه: چند وقته ازدواج كردين؟ تركه ميگه: يك هفتهست!! دكتره شاكي ميشه، ميگه: داداش من، اين كسه مايكروويو كه نيست!
يه رياضيدان عروسي ميكنه! چند شب اول اونجاي خانومشو اندازه گيري ميكرده ولي دست از پا خطا نميكرده! دختره ميره پيش مامانش ميگه شوهرم اين چند شب پاهامو از هم بازميكنه ؛اندازه گيري ميكنه ويكسري محاسبات رياضي انجام ميده ولي كار اصلي رونمي كنه .مامانه ميگه صبر داشته باش شايدمنظوري داره ! فردا دختره ميادپيش مامانش ميگه ديشب شوهرم محاسباتش تموم شد از دور شيرجه زد روم ،مستقيم زدبه هدف خيلي خيلي لذت بردم .
مامانه ميگه: حالا كه اينطوريه اون محاسباتو بده تا بابات هم ازش استفاده كنه .روز بعد مامانه مياد پيش دخترش ،دختره ميگه اوا خاك عالم مامان چرا گشاد گشاد راه ميري !
!مامانه ميگه آخه بابات ديشب تو محاسباتش يه مثبت منفي رو اشتباه كرد از دور شيرجه زد ولي با كله رفت تو .....!!!
عزرائيل ميره سراغ يه قزويني در حال مرگ بهش ميگه: ميخوام جونت رو بگيرم! وصيتي نداري ؟ قزوينيه ميگه: چرا ببم جان! نوشتم گذاشتم زير فرش، دولا شو ورش دار
يك روز يك پسر با خالش مير بيرون كه تو راه ميبينند يك خر (از اينها كه روش چی ميفروشن)
شق کرده از خاله می پرسه این چيه خاله ميگه هيچی! فردا با باباش كه ميره بيرون خره را دوباره ميبيند و به باباش ميگه ديروز هرچی از خالم سوال كردم اين چيه ميگفت هیچی!
باباش ميگه آخه اين برای خاله تو هيچی نيست!!!!
يه روز چند تا جوون يه پيرزن کور بلند ميکنن ميبرن تو بيابون که ترتيبش رو بدن ولي به محض اينکه پيرزنه ميفهمه اينا ميخوان چکار کنن شروع ميکنه به داد و بيداد کردن اينا ميگن مادر جان اينکه داد و بيداد نداره پولش رو ميديم اصلا هر چقدر شد پولش رو دو برابر ميديم يارو هم قبول ميکنه. وقتي کارشون تموم ميشه ميبينن يه خر نر داره از اونجا رد ميشه ميگن اين يارو که کوره پولم که داره ازمون دوبل ميگيره بزار اين خره رو بندازيم به جونش تا تلافي کنيم. بعد از اينکه خره کارش تموم ميشه به طرف ميگن خوب مادر جان حساب کن بريم کار داريم پيرزنه ميگه اون آقاي اولي پنج هزار تومن، آقاي دومي ده هزار تومن، آقاي سومي بيست هزار تومن. اون آقاي آخري هم که کت مخمل تنش بود نوش جونش اصلا پول نميخواد بده آخه کلي باهاش حال کردم!!
يه يارو تو قزوين رئيس بانك بود . يه آگهي داد به اين مضمون :
جوان 18 ساله براي15 نفر
نوجوان 15 ساله براي 10 نفر
نونهال 10 ساله براي 5 نفر
كودك 7 ساله براي 2 نفر
چه كسي كليد طلايي مهد كودك را خواهد برد؟!!!
يه مرده دست زن و پسر كوچيكشو ميگيره ميبره شمال! يه اتاق كوچيك كرايه ميكنن! شب هوس كار خير ميكنن و ...! صبح كه ميشه زنه ميخواست بفهمه بچش از ماجراي ديشب چيزي دستگيرش شده يا نه! از بچه ميپرسه: عزيزم ديشب خوب خوابيدي؟ بچه ميگه: آره مامان، چند دقيقه ديگه باز از بچه ميپرسه: عزيزم ديشب خوب خوابيدي:؟ بچه: آره مامان.... همين طور هر چند دقيقه يه بار از بچه ميپرسيده كه يهو بچه عصباني ميشه داد ميزنه: خوب تو همين كونده بازيا رو در مياري كه بابا ديشب كونت گذاشت
يه روز يه مرده ميره پيش دوستش و ميگه: كير الاغم بلند شده و هر كاري ميكنم نميخوابه! آب جوش ميريزم، فوت ميكنم،يخ ميزارم، لگد ميزنم ولي اثر نداره. دوستش مياد هر كاري ميكنه نميتونه كير الاغه رو بخوابونه. خلاصه يكدفعه صاحب الاغ متوجه ميشه يه پر كاه رفته توي كون الاغه و همين باعث شده كه كيرش راست بشه. موضوع رو به رفيقش ميگه. رفيقش ميگه: به هيچكس اين موضوع رو نگو. دوستش ميگه: چرا؟ رفيقش ميگه: اگه زنها اين موضوع رو بفهمند كون همه مردها رو كاهدوني ميكنند
عربه با دو تا خیار در دست میره توی یک بقالی، میگه:حاج آقا خیارشور داری؟ بقاله میگه: بله. عربه میگه: پس ولک بی زحمت این دوتا رو هم بشور!
ترکه ساعت سه نصفِ شب زنگ میزنه صدا و سیما، میگه: ببخشید آقا به نظرِ شما الان مسئول مملکت خوابه؟ یارو میگه: نمیدونم ولی احتمالاً باید خواب باشن. ترکه میگه: معذرت میخوام؛ ولی آقای رئیس جمهور چی، ایشون هم خوابه؟ یارو میگه: نمیدونم ولی یحتمل ایشون هم خواب باشن. ترکه میگه: ببخشید ولی آقای وزیر چی؟ یارو میگه: احتمالاً ایشون هم خواب هستن، چطور؟ ترکه میگه: پس دمت گرم حالا که همه اینا خوابن یه شو هندی بذار حال کنیم!
ترکه میرسه سر یک صحنة تصادف، از یکی میپرسه: ببخشید قربان، اینجا چه خبره؟ یارو هم میگه: هیچی آقا، این بدبخت گوزپیچ شده! ترکه میره تو فکر، بعد یک مدت یک بنده خدای دیگه میاد از ترکه میپرسه: ببخشید اینجا چی شده؟ ترکه میگه: یلده منم خوب نفهمیدم، نمیدونم این بابا پیچیدیه گوزیده، گوزیده پیچیده، سر پیچ گوزیده؟!
لره داشته با تمام وجود وضو میگرفته و دستاشو محکم میکشیده رو هم، ازش میپرسن: چرا اینقدر محکم وضو میگیری؟ میگه: چنی آرم وضو میرم که هیچ گوزی نتنِه باطلش کنه!
ترکه میگوزه، دنبال پوکش ميگرده!
يه يارو ميره زير غلطك، تركه ميره خبر مرگش رو به خانوادش بده. ميره در خونشون به پسر يارو ميگه: بابات چه جوري بود؟ ميگه: دراز وباريك. تركه ميگه: حالا ديگه صاف وپهنه!!
تو يكي از دهات اردبيل ملت براي بار اول كيوي ميبينن، ميرن از آخوند ده ميپرسن اين چيه؟ آخونده يكم ميره تو نخ كيويه، بعد ميگه: ايلده تخم مرغيش، كه تخم مرغه! ولي من نميفهمم چرا موكتش كردن؟!
يه بار يه کچل ميره آرايشگاه ميگه آقا شما سر ميزنين؟ گزارش آماری از نوترینو :
همه بر ميگردن نگاش ميکن و ميزنن زير خنده.
مرد آرايشگره ميگه بله . چطو مگه؟
ميگه هيچی - يه سر هم به ما بزنين
يه بار داشته يه ترک جايی ميرفته ميبينه يه زن داره دعا ميکنه خدايا يه شوهر خوب برا من پيدا بشه و ... که ترکه يهو خودش رو ميندازه جلو و ميگه خدا هل نده - خدا هل نده
روزانه در دنيا ۱.۵ ميليارد نفر به <سکس> فکر ميکنن
در ايران روزانه ۴۰ ميليون نفر به <سکس> فکر ميکنن
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در دنيا روزانه ۵۰۰ ميليون نفر مشغول <سکس> هستند
در ايران شبانه و روزانه ۲۵ ميليون نفر مشغول <سکس> هستند
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در دنيا ۱۰۰ ميليون نفر هستند که فقط به سکس فکر نمی کنند
در ايران ۱۰۰۰۰ نفر + مردگان در قبر(بجز احمد مولا) به سکس فکر نميکنند
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در دنيا ۵۰۰ ميليون نفر ديگر قادر به انجام سکس نيستند
در ايران چنين چيزی وجود ندارد ! ! !
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در دنيا ۱۰۰۰۰۰۰ نفر به صورت آزادانه قادر به انجام اين عمل نميباشند
در ايران تمامی جوانان مجرد به صورت دزدانهاين کار ار انجام ميدهند
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در دنيا کسی وجود ندارد که اين گزارش آماری را بخواند
در ايران تو منگل نشستی داری اينها رو ميخونی؟ !!!!!!!!!!!!!!!!!
يه روز ميخاستن يه دستگاه دروغ سنج رو تست كنند .
يه تركه و يه اصفهانيه و يه رشتيه ميرن واسه تست
اصفهانيه اول نشست و گفت :
ما اصفهانيا آدمای مهمون نواز و دست و دل بازی هستيم
يه دفه دستگاه با گيوتين گردنش رو زد
نوبت رشتيه شد :
ما رشتيا آدمهايی هستيم با مرام ، غيور و با غيرت
يه دفه دستگاه گردنش رو زد
تركه نشست :
ما تركا آدمايی هستيم.
دستگاه گردنش رو زد ...
از تركه و قزوينيه و رشتيه پرسيدند
نظرتون در مورد زن چيه :
تركه : زن مثل گله ، بايد هر شب آبش بدی
قزوينی: زن مثله سكه است از دو طرفش استفاده كن
رشتی: زن مثل كتابه خودت خوندی بده بقيه هم بخونند
يه تركه داشت از تو محل رد ميشد . بقال محل صداش كرد . بهش
گفت : هوای پسرت و داشته باش . گفت چرا . بقاله گفت : چون
با آدمای بدی ميگرده . تازه حشيش هم ميكشه . تركه گفت
حشيش چيه ؟ بقاله گفت : حشيش يه چيزيه كه ميريزن تو سيگار
ميكشن ميرن فضا . تركه رفت خونه زد زير گوش پسرش گفت :
ای كره خر ، حشيش ميكشی ؟ پسره گفت نه به خدا ، حشيشم
كجا بود . تركه گفت : خفه شو پدر سگ . تو فضا ديدنت ...
یه زنه رفت کفش بخره . گفت آقا یه کفش میخوام که پشتش باز باشه.
جلوش هم منگوله داشته باشه یارو گفت بیا پات و بکن تو کون من .
ترکه سرش رو از روی کلاه میخاروند . بهش گفتند چرا این جوری میکنی
گفت مگه شما میخواهید کونتون رو بخارونید شلوارتون و در میارید .
يه قزوينی وصيت کرد وقتی مرد جسدش رو بسورونند
و خاكسترس رو پودر بچه كنند
قزوينيه رفت پرورشگاه بچه بگيره
گفتند ميبری يا ميكنی !
از يه نفر پرسيدند: "نظرت درباره دوران نامزدی چيه"
گفت: "مثل يه دوچرخه ميمونه كه بابات واست ميخره و
نميزاره سوارش بشی"
يه روز يه قزوينی يه بچه رو بلند ميكنه ميبره بكنه
رو كار بود كه بچه شروع ميكنه به داد زدن
قزوينيه گفت: "آخه الاغ ، اگه كسی بياد كمك به من
كمك ميكنه نه تو"
عربه تو بيابون شترش خراب شد . رفت به يه تعميرگاه
به مكانيكه گفت : "آقا شترم خراب شده"
مکانيکه گفت ؛ بيارش رو چال
بعد با پتك زد تو تخمای شتره ، شتره زد به بيابون
عربه اومد پيشش و گفت آقا شترم در رفت
مكانيكه گفت : "خودتم بيا رو چال" و زد تو تخمش
يارو هم شروع كرد به دويدن . بعد شاگرده مكانيكه
اومد پيشش گفت: "اوسا ، اوسا ، يارو پول نداد"
مكانيكه به شاگردش گفت: "خاركسه ، تو هم بيا رو چال"
معلم به شاگردش كه عرب بود گفت :
"كردم ، كردی ، كرد ، چه صيغه ای است"
شاگرده گفت :
"ولك ،صيغه نيست ، جندست"
به تركه گفتند با شادی جمله بساز
گفت : چقده كون گشادی
يه نفر رو كار يه زنه بود , يه دفعه شوهرش رسيد
يارو از پنجره پريد بيرون افتاد تو يه سطل آشغال بزرگ
و كونش از سطل بيرون بود , يه قزوينی از اونجا رد ميشد
كون و ديد رفت طرفش , يه دست بهش كشيد و گفت:
ببين اين مردم چقدر اسراف ميكنند
اين كون حالا حالاها كار ميكنه
در پاركهای قزوين روی تابلوها نوشته اند :
"لطفا گل بچينيد"
تركه رفت سلمونی . ديد كه مشتريها توی دو صف نشسته اند
پرسيد چه خبره . گفتند صف اول توبچگی كون داده اند و
ريشهاشون رو با تيغ ميزنند . صف دوم تو بچگی سالم موندند
و ريشهاشون رو با چاقو ميزنند . تركه ميگه من كه تو بچگی نداده ام
خلاصه ريشهاشو با چاقو ميزنند . وسط كار دهنش سرويس ميشه
وقتی اشكش دراومد ميگه : آقا آقا صبر كن يه چيزهايی داره يادم مياد
قزوينيه داشت بچه اش رو ميكرد . وسط كار دردش گرفت
گفت : آخ . زد تو سر بچش گفت : زهر مار
مگه ما بچه نبوديم
يه يارو گردن كلفت با يه رشتيه تصادف كرد , يارو پياده شد و گفت:
كيرم تو كس ننت , كيرم تو كس خواهرت , كيرم تو كس زنت
رشتيه بهش برخورد , اومد پايين گفت :
آوووو , مگه با يه تصادف چقدر كيرت بلند شده!
يه روز به يه رشتيه ميگن از خاطرت جنگ تحميلی بگو
رشتيه ميگه : بهتره كه از معجزات جنگ بگم
چه شبها كه ما پشت سنگر به ياد عيال جق ميزديم
و عيال در رشت حامله ميشد
يه روز يه تركه ميره تو يه معبد .
ميبينه كه چند مرد دور يك ميز جمع شده اند ومعامله هاشون رو
روی ميز گذاشته اند يه موش هم روی ميز ميچرخه
يه زن هم توی يه قفس كرده بودند
آنطرفتر هم يه مرد رو از معامله اش آويزون كرده بودند
تركه پرسيد چرا اينا دور ميز جمعند
مسئول معبد گفت : اين موش روی معامله هر كی بشينه
امشب اون زنه رو ميکنه
پرسيد چرا اون مرده از معامله اش آويزونه
مسئول معبد گفت : اين مادر قهوه وقتی دور ميز می نشست
زير معاملش پنير ميزاشت
یه قزوینیه یه پیر مرد رو برد مهد کودک گفت :
ببخشید ، میشه اینو برام خورد کنید
يه روز چند تا ترک تو خيابون وايساده بودن هی با لگد ميزدن توی
تخم همديگه . يه نفر رسيد بهشون گفت : آخه مگه شما کس خليد
دردتون نميگيره ؟ يکيشون با خنده گفت : هه هه ، نه بابا ،
ايلده پوتين پامونه ...
يه شب جمعه تو يه روستا حموم ده خراب شد . مسئول
حموم که ترک بود اومد وسط ده داد زد : آهای اهالی ،
اونايی که کردن ، کردن ، اونايی که نکردن ، نکنن ، حموم خرابه ...
يه روز يه ترکه سوار يه فولکس بود . پشت يه چراغ قرمز
زد تو کون يه زانتيا . راننده زانتيا اومد پائين . يه نگاه به سپر کرد
يه نگاه به يارو ، بعد رفت سوار ماشين شد . چهارراه بعدی زانتيا
ايستاده بود . دوباره يارو اومد زارت گذاشت تو کونش . يارو برگشت
پشت سرش و نگاه کرد .
ترکه سرش و آورد بيرون داد زد : برو آقا ، من بودم !!!!!!
مرغه داشته از خيابون رد ميشده کاميون از روش رد ميشه
بلند ميشه پرو بال رو تکون ميده ميگه
آخيش به اين ميگن خروس
يه پسره تو خيابون راه ميرفت و با خودش حرف ميزد
ميگفت " اگه بشه چی ميشه " . بعد از چند وقت دوباره
ملت ديدنش . ميگفت " چی ميخواستيم چی شد "
ملت رفتن ازش پرسيدن بابا چته . اينا چيه با خودت ميگی
پسره گفت " چند وقت پيش مادرم مريض بود .
گفتم اگه ننم بميره بابام ميره يه زن جوون ميگيره .
هم خودش حال ميکنه هم من . ولی ننم خوب شد
بابام مرد . حالا ننم رفته شوهر کرده .
هم ننم و ... هم منو "
یه بار يه نفر به يه ترکه ميگه: کره خر . ترکه تعجب ميکنه و با خودش ميگه : عجب يعني اينقدر جوون موندم؟!
به رشتيه ميگن : کدوم پسرتو بيشتر دوست داری ؟ ميگه : چهارمی . ميگن : چرا ؟ ميگه : چون سيٌده !!!!؟؟؟
عكس يه كرگردن رو به يه تركه نشون ميدن و مي پرسن تو شهر شما به اين چي ميگن ?! ايشون هم به هيبت كرگردنه نگاه ميكنه و ميگه: والا ما غلط ميكنيم به اين چيزي بگيم.
مردم اردبيل برای همدردی با زلزله زدگان اقدام به انجام کارهای زير نموده اند :
۱ - بخاطر عمق فاجعه غواص و خط کش به بم فرستاده اند .
۲ - موبايلهای خود را يک دقيقه روی ويبره گذاشته اند .
۳ - و از همه جالبتر اقدام به خراب کردن خانه های خود نموده اند !
يه بار به يه ترکه ميره امام رضا می بينه خيلی شلوغه داد می زنه می گه:
-چه خبره پار سال هم ما آمديم سرو صدا بود حاجتها گاتی،پاتی شد ما بار دار شديم .
يک روز يک عربه ميره اسکی سه تا خط رو برفها ميمونه !!!
يه روز تركه می آيد خونه ميبينه داداشش رو زنش خوابيده. ميگه پاشو پدر سگ! ادای منو در نيار
تركه برف پاكن ماشين ميزنه هيپنوتيزم ميشه
نگاهم کرد پنداشتم دوستم دارد. نگاهم کرد در نگاهش هزاران شوق عشق را خواندم. نگاهم کرد دل به او بستم. نگاهم کرد اما بعدها فهميدم فقط نگاهم ميکرد...
دو تا زن جوون تو حموم عمومي باهم بودن، اولي به دومي (با لهجه شيرازي) ميگه: قربونت او ليف رو بده من. زن دومي بهش ميده. بعد
چند دقيقه، دوباره اولي ميگه: قربونت او سفيدآب رو هم بده من. دومي سفيدآب رو هم بهش ميده. بعد دومي ميپرسه: ببخشيد خانم شما شيرازي نيستيد؟ اولي ميگه: اِاِاا... از لهجه شيرينم فهميدي؟ يارو ميگه: نه از كون گشادت!!!(
گویند که پشم کس لیلی
ز انداره گذشته بود خیلی
برحجره نشسته پشم می کند
پشمی که به حال خشم می کند
ناگاه ز دور شد غباری
وز پشت غبار شتر سواری
آمد در خیمه نامه در دست
بر تارک خیمه نامه بر بست
مجنون بنوشته بود لیلی
میل به کست مراست خیلی
از دست تو سگ پدر فکارم
هرشب کس گرگ می گذارم
تا شوهر جاکشت بمیرد
مجنون چه کند تو را بگیرد
حال نوبت به لیلی است:
انگشت بزرگ خود قلم کرد
با آب کسش چنین رقم کرد
ای شوهر اصل کاری من
کیرت شتر سواری من
از دور بده سرش ببوسم
کیرت به کسم چست به گیسم
چون دستت نمی رسد به دستم
یک پشم کسم به نامه بستم
غضنفر از دست شکمش شاکي مي شه و ميگه: خسته شدم از بس که کار کردم و دادم تو خوردي. شکمش ميگه: اگه ناراحتي، من کار کنم و بدم تو بخوري!!
يه روز يه ترکه رفته بود غازش رو بفروشه.يکي اومد گفت : خر چند؟!
ترکه گفت : اين که خر نيست بابا غازه!!!
يارو گفت : کي با تو بود؟! با اين غازه بودم
خرس ها با يک ظرف بزرگ عسل خر ميشن
اسب ها با چند حبه قند
طوطی ها با تخمه آفتابگردون
سگ ها با استخون
مردها با زن زيبا
زن ها با تمجيد
ای دوست
الاهی تو بمی ری من بمونم
سرقبرت بيام روزه بخونم
الاهی سرخک و عريون بگيری
تب مالت و فشار خون بگيری
اگر بردی از اينها جان سالم
الاهی درد بی درمون بگيری
ای دوست ای دوست
به جهنم که مرا دوست نداری
از بهر تو هرگز نکنم گريه وزاری
اگر روزی بجز من يار بگيری
الاهی تب کنی فرداش بميری
الاهی تب کن فرداش بميری......
رشتيه ميره خونه ميبينه يه سياهه داره زنش رو ميكنه. داد ميزنه: دربيار!، دربيار! يارو در مياره. رشتيه ميگه: اَه اَه! حالم بهم خورد، بكن تو! بكن تو!
قزوينيه جلو آينه لخت ميشه كون خودشو ميبينه، ميگه: يار در خانه و ما گرد جهان ميگرديم!
قزوينيه ميميره، پسرش ميبينه وصيت كرده قبرشو شيب دار بسازن! چند وقت بعد قزوينيه مياد به خواب پسرش، پسره ميپرسه: بابا جريان اين قبر شيب دار چيه؟ قزوينيه ميگه: بالامجان، تا بچهها بيان روش سر بخورن!
يارو كيرش خيلي كوچيك بوده ميره پيش دكتر، ميگه: آقاي دكتر دستم به دامنت، چند روز ديگه عروسي منه يك كاري بكن اين كير ما يه خورده گنده بشه شرمنده زنمون نشيم! دكتره دارو مينويسه ميده دست يارو. تو همين لحظه يكي ديگه مياد تو ميگه: آقاي دكتر اين كير ما خيلي گندهاس، پدر مارو درآورده! يه دارويي بده يه خورده كوچيكتر بشه! دكتره نسخه اينيكي رو هم مينويسه. از قضا تو داروخانه داروهاي اين دو تا اشتباه ميشه! فرداش اون باباي كه كيرش كوچيك بود مياد پيش دكتره و داد ميزنه: مرتيكه عوضي! يه ذره كير داشتيم اونهم از دست رفت! دكتره ميپرسه: اي بابا! حالا اون يكي مريضه كجاست؟ يارو ميگه: پايين داره عقب جلو ميكنه بياد مادرتو بگاد!
س تركه ميره مهموني با يه زنه شروع ميكنه رقصيدن دهنه زنه بو ميداده تركه ميگه خانم چرا دهنت بو ميده؟زنه ميگه صبح دندونپزشكي بودم برام پل گذاشته.تركه ميگه :ااااا پس بگو يكي زير پله ريده
يه روزي از روزاي خدا سه تا آدم از سه تا فرهنگ متقاوت ترك اورجينال و فارس و گزويني ! پا ميشن ميرن دكتر كه بفهمه چه مرگشوونه !
دكتره بعد كلي معاينه و بالا پايين كردن ميگه يافتم !
ـواما نسخه شما سه نفر !
ـ آقاي فارس ! شما نبايد شيريني بخوري !
ـ آقاي ترك ! شما نبايد بربري بخوري !
ـ آقاي گزويني ! شما نبايد به ما تحت كسي نظر سوءداشته باشي !
و الا ميميريد !
سه تايي زدن بيرون از مطب ... دم در مطب يه شيريني فروشي توپ بود كه فارسه نتونست خودش رو نگه داره و .... انا لله ...
و اما تركه و اون ببم به راهشون ادامه دادن تا اينكه جناب ترك يه بربري روي زمين ديد ! دولا شدن همانا و مرگ دو نفر همانا !!!
شب بود چشماش برق مي زد .پاهاشو باز كردم. ممه هاشو ماليدم . خيلي از اين كار لذت مي بردم چون :
.
.
.
.
.
براي اولين بار داشتم گاو مي دوشيدم
دردش زياد نيست . خونريزيش هم كمه ... مامانت اينا هم نمي فهمن ..فقط بايد خودتو شل كني و چشماتو ببندي ...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
واكسن سرخك و سرخجه
اول تف مي زنم خيس بشه .. بعدش با دستم راستش مي كنم بعد مي كنمش تو.....
.
.
.
.
.
.
.
اينجوري سوزن نخ مي كنم ....
داري ميدي مواظب باش به اوني بده كه مرد باشه نه اينكه فقط ظاهر مردونه داشته باشه ...
خيلي دقت كن ... گول حرفاشو نخور... ببين راست مي گه يا نه
منم حتما راي ميدم ...
خیلی وقت بود ... نديده بودمش، وقتی بد از مدتها دیدمش خيلی جا خوردم بازم هل شدم ، دست و پامو گم کردم برق چشاش تنم رومیلرزونه .........وقتی می بينمش بی اختیار بدنم میلرزه ... هل ميشم ميخوام داد بزنم، ... جيغ بکشم ... گريه کنم ... نميدونم فقط منم که طاقت نگاهش رو ندارم يا همه این طورین؟ مدتی خيره به هم نگاه کرديم ،هر کدوم منتظرِ حرکتی از جانب ديگری بوديم تا عکس العملی نشون بديم ... اون لحظه مثل يه قرن بود ... برام ثانیه ها از حرکت، ايستاده بودن موتوره مغزم با سرعت تمام کار ميکرد و دنبالِ ... حالی ميگشت بی اختیار فرياد کشيدم ...
سووووووووووووووووووسسسسك !
آرايشگرها قشنگ مي كنند
رستورانيها سير مي كنند
دكتر ها خوب مي كنند
بناها درست مي كنند
شما چطور؟
هرگز يادم نميره لحظه هاي با تو بودن را هرگز يادم نميره لحظه اي كه لب روي لب هام ميگذاشتي و به من طراوت مي بخشيدي هرگز لحظه هايي كه تو رو زير آب مي بردم و باهات آب بازي مي كردم يادم نميره هرگز از خاطرم نميري ليوانه شكستهي من!!!!!!! آخه چرا شكستي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اينقد تنگي كه وقتي ميكنم توت احساس ميكنم داري
پاره ميشي.
پاره نشي كه فقط تو يكي رو دارم جوراب جون
اول شلوارتو در ميارم
بعد ميكشمت جلو
بعد بوست ميكنم
بعد پوشكتو عوض ميكنم
يه روز ميميري به خاك سپرده ميشي
بعد يه علف ميشيو يه گاوه
مياد تورو مي خوره.
بعد تورو ميرينه
بعدگوه ميشي
بعد من نگات
ميبينم اصلا عوض نشدي
آخرين خبر : پسراي رشتيه تك پدر از سربازي معاف شدند !!
دستانم را بر کمرت حلقه ميزنم.لبانم را بر لبانت ميگذارم و از عصاره وجودت ميمکم با تمامه وجود فرياد ميزنم،دوستت دارم شيشه نوشابه!!!!!!
ميدونی چطوری ميشه يه خنگ رو گذاشت سر کار؟ ( پايين رو بخون )
ميدونی چطوری ميشه يه خنگ رو سر کار نگه داشت؟ ( بالا رو بخون )
خشك ميره تو خيس مياد بيرون سفت ميره تو شل مياد بيرون چند بار بايد ببري تو بياري بيرون تا اون چيزي كه ميخوايي ازش در بياد ..... چای
دوستت دارم نه به خاطر شهامتت
نه به خاطر حسادتت
نه به خاطر حماقتت
نه به خاطر جسارتت
فقط به خاطر وجود کثافتت
هر شب ميام سراغت اينقدر ميمالونمت و فشارت ميدم تا آبت در بياد بعد لبامو به سوراخت ميزارم و شروع به مكيدن ميكنم آخ عاشقتم آنار
منتخب جشنواره فيلم فجر در قزوين
۱- اسپارتاكون
۲-عزيزم برگرد
۳-دمر شدگان
۴-متهم كميسر را ميكند
۵- من كامبيز ۱۲ ساله هستم
بچه ميمونه به مامانش گفت مامان چرا ما اينقدر زشتيم
مامانش گفت عزيزم برو خدا رو شكر كن از اوني كه داره
اين جكو ميخونه خوشگلتري
تركه ميگه :
مي خواستم ديپلم بگيرم نگذاشت
مي خواستم ليسانس بگيرم نگذاشت
مي خواستم پزشكي بخونم نگذاشت
دوستش پرسيد : كي؟
تركه گفت : كون گشادم
اسمان را مي نگرم تو را مي بينم خورشيد را مي نگرم تو را مي بينم ماه و ستارگان را مي نگرم تو را مي بينم خوب مسخره بر از جلوم كنار ديگه
با من تكرار كن
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
آفرين مونگول فردا A B C تمرين ميكنيم
لطفا نظر بده
سریعتر شدن نمایش منو ها و پنجره ها در ويندوز
روشن کردن کامپيوتر در زمان دلخواه :
سعی کن ![]()
سعي كن اون چيزي را كه دوست داري به دست بياري ، وگرنه مجبور ميشي اون چيزي را كه به دست مياري دوست داشته باشي ! ![]()
![]()
خیلی گلی ![]()
![]()
ميدوني فرق تو با توپ فوتبال چيه ؟ معلومه ... اونو بايد كلي تلاش كني تا گل بشه ولي تو خودت گلي !
حرف من حرف تو ![]()
وقتي كه گريه كرديم گفتن بچه است ... وقتي كه خنديديم گفتن ديونه است ... وقتي كه جدي بوديم گفتن مغروره ... وقتي كه شوخي كرديم گفتن سنگين باش ... وقتي كه حرف زديم گفتن پر حرفه ... وقتي كه ساكت شديم گفتن عاشقه ... حالا ام كه عاشقيم مي گن گناهه ![]()
![]()
ياد تو ![]()
زندگي اجبار است ... مرگ انتظار است ... عشق يك بار است ... جدائي دشوار است ... ولي ياد تو تكرار است
اگهی استخدام یک روزنامه نگار
شرایط استخدام به شرح زیر است:
۱-روی زیاد در اندازه های مختلف از جنس گدازه های اتشفشانی کلیمانجارو
۲-مقادیر متنابهی از حس های اول تا ششم به میزان لازم
۳-داشتن طبع بلند پردازی و خیالپردازی (حدود ۷۰ طبقه )برای تیترهای اول
۴-قابلیت حرف شنوی بسیار بالا در سطح تیم ملی برای خرده فرمایشات سردبیر
۵-سند خانه ۸۰۰ متری یا ۱۰۰ میلیون پول نقد جهت وثیقه برای زندان
۶-یک جفت پدر و مادر شاکی و دل گنده برای طول مدت زندان(حتی الامکان پدر بازنشسته)
۷-سه سال سابقه زندگی در شرایط سخت و ازمایشگاهی مشابه با سلول انفرادی
۸-پوست بسیار کلفت در حد سوسمارهای یتیم افریقایی برای زندگی با محکومان به قتل و ادم ربایی و قاچاق در زندان(داوطلبان دارای ۷ جان در اولویت هستند)
۹-قابلیت زنده ماندن مانند شتر بدون اب و غذا حدود ۷۰ روز در هنگام اعتصاب و عدم احتیاج به سرم و بیمارستان
۱۰-سوسول نباشد(دوام اوردن زیر باتوم و شکنجه های سخت بدنی)
۱۱-داشتن فحش خور ملس(برای تحمل فحش های پدر و مادر دار و خواهر مادر)
۱۲-جمجمه بسیار قوی در حد دوام اوردن زیر ضربات مشت و لگد و چوب(قابل توجه ترمیناتور و پینوکیو)
۱۳-دانشجوها انسانهای تهاجم فرهنگی هستند به انها الرژی داشته باشد
۱۴-قابلیت دفاع شخصی برای مقابله با اعضا همیشه در صحنه بسیج و گروه فشار
۱۵-حتی الامکان خواجه باشد(یا کم کاری غدد تناسلی) برای برائت خودکار از اتهام رابطه نامشروع
۱۶-ترس از بلندی خصوصا از نوع هواپیما های سی-۱۳۰
۱۷-کارت شناسایی نسوز جهت شناسایی جسد سوخته پس از سقوط
۱۸-داشتن پارتی بسیار کلفت برای گرفتن لقب شهید پس از سوختن
*برای اطلاعات بیشتر به اقایان اکبر گنجی و احمد باطبی و سمیعی نژاد مراجعه نمایید
نتیجه:خبرنگار خوب خبرنگاری است که مرده باشد
مرگ من روزي فرا خواهد رسيد ... فروغ
مرگ من روزي فرا خواهد رسيد
در بهاري روشن از امواج نور
در زمستاني غبار آلود و دود
يا خزاني خالي از فرياد و شور
مرگ من روزي فرا خواهد رسيد
روزي از اين تلخ و شيرين روزها
روز پوچي همچو روزان دگر
سايه اي ز امروزها ديروزها!
ديدگانم همچو دالانهاي تار
گونه هايم همچو مرمرهاي سرد
ناگهان خوابي مرا خواهد ربود
من تهي خواهم شد از فرياد درد
مي خزند آرام روي دفترم
دستهايم فارغ از افسون شعر
ياد مي آرم که در دستان من
روزگاري شعله مي زد خون شعر
خاک مي خواند مرا هر دم به خويش
مي رسند از ره که در خاکم نهند
آه شايد عاشقانم نيمه شب
گل بروي گور غمناکم نهند

بعد من ناگه به يکسو مي رون
پرده هاي تيره ي دنياي من
چشمهاي ناشناسي مي خزند
روي کاغذ ها و دفترهاي من
در اتاق کوچکم پا مي نهد
بعد من با ياد من بيگانه اي
در بر آيينه مي ماند به جاي
تار مويي نقش دستي شانه اي
مي رهم از خويش و مي مانم ز خويش
هر چه بر جا مانده ويران مي شود
روح من چون بادبان قايقي
در افق ها دور و پنهان مي شود
مي شتابند از پي هم بيشکيب
روزها و هفته ها و ماهها
چشم تو در انتظار نامه اي
خيره مي ماند به چشم راهها
ليک ديگر پيکر سرد مرا
مي فشارد خاک دامن گير خاک!
بي تو دور از ضربه هاي قلب تو
قلب من مي پوسد آنجا زير خاک
بعدها نام مرا باران و باد
نرم مي شوين از رخسار سنگ
گور من گمنام مي ماند به راه
فارغ از افسانه هاي نام و ننگ
لينك باكس كبوتر تنها ساخته شد دوستاني كه مايل هستند لينك آنها در لينك باكس قرار بگيره كد لينك باكس را درآخرويرايش قالب خود كپي كنند.
اتل، متل، توتوله!
وزارت؟؟؟ در پاسخ به اعتراض مولفان و ناشران مبني بر مميزي شديد و عدم ارائه مجوز نشر به آثارشان، جوابي هاي بدين شرح صادر نمود:
شاعران، نويسندگان، ناشران و خوانندگان عزيز؛ متاسفانه جريان خزنده اي كه سالهاست قصد ترويج ابتذال و فحشا در فرهنگ و ادبيات كشورمان دارد باعث شده كار مميزي آثار با دقت بيشتري انجام شود. به عنوان مثال به يكي از اشعار مستهجن سالهاي اخير دقت كنيد:
اتل، متل، توتوله / گاو حسن چه جوره؟
نه شير داره نه پستون
شيرشو بردن هندستون
يك زن كردي بستون
اسمشو بزار عمقزي / دور كلاش قرمزي
هاچين و واچين / يه پاتو ورچين
شعر فوق بنابه دلايل زير، قابليت دريافت مجوز چاپ ندارد:
-1 عدم رعايت قواعد ادبي: هر انسان بالغي متوجه اين مساله مي شود كه دو كلمه توتوله و چه جوره هم قافيه نيستند و به همين دليل كل شعر زير سوال ميرود.
-2 ترويج فحشا: واژه توتوله با يك كلمه بسيار زشت هم قافيه و هم وزن است.
-3 وابستگي به اجانب: گاو حسن خواننده را به ياد فيلم گاو اثر داريوش مهرجويي مياندازد و چون مهرجويي از عناصر وابسته و جاسوسان استكبار و صهيونيزم است به نظر م يرسد كه شاعر اين شعر نيز با وي همدست ميباشد.
-4 بدآموزي: كلمه پستون مصداق كامل بدآموزي بوده و باعث باز شدن چشم و گوش كودكان و نيز تحريك احساسات و عواطف و باقي چيزهاي ملت هميشه در صحنه مي شود.
-5 نشر اكاذيب: شاعر مي گويد گاو حسن شير ندارد در حاليكه در بيت بعدي از صادرات شير اين گاو به هندوستان حرف ميزند. گاوي كه شير ندارد چگونه شيرش را به هندوستان صادر ميكنند؟
-6 بی توجهي به منافع ملي: هندوستان در پرونده هست هاي كشورمان بارها نامردي كرده است. بنابراين شاعر موظف است به جاي صادرات شير به هندوستان، آن را به برادرانمان در ونزوئلا، فلسطين و لبنان تقديم كند.
-7 اقدام عليه امنيت ملي: ستاندن يك زن كردي و گذاشتن يك اسم تركي روي آن (عمقزي)، باعث تحريك قوميتها و اخلال در امنيت ملي مي شود.
-8 تشويق به بي حجابي: گذاشتن كلاه آن هم با رنگ قرمز بر روي سر در حاليكه چادر تنها نوع حجاب محسوب مي شود، مصداق ترويج بدحجابي است. عليرغم تمامي ايرادات وارده، از آنجاييكه دغدغه اصلي ما آزادي بيان و انديشه است لذا تصميم گرفتيم مجوز نشر شعر مذكور را با تغييراتي اندك!صادر كنیم:
اتل، متل، زباله / گاو قلي باحال!
هم شير داره هم آستين
شيرشو بردن فلسطين
بگير يك زن راستي
اسمشو بزار حكيمه / چادرشم ضخيمه
هاچين و واچين / يه پاتو ورچين!
همچنين به اطلاع شاعران و مولفان عزيز مي رساند كه با دريافت مبلغي مختصر، آثار شما را قابل چاپ مي نماييم