+ نوشته شده در
84/11/04ساعت   توسط مهدی
|

زن در طبيعت کمتر به صورت آزاد موجود است و بيشتر به صورت ترکيب با عناصر ، مانند انيدريد تکبر و سولفات خودبينی و ناز در منازل يافت می شود!
تاريخچه ء کشف:
کاشف اين عنصر ، پرفسور «آدم» است که در تاريخ 0000 برای اولين بار با اين عنصر برخورد کرده و در راه اين کشف زحمات فراوانی متحمل شده و با تمام کوششهايی که به عمل آورده نتوانسته جنس و خواص اصلی اين عنصر را پيدا و درک کند!
طرز تهيه:
برای تهيه ء اين عنصر کافی است مقداری اکسيد اسکناس و نيترات کاديلاک هشت ظرفيتی در سولفات ويلا مخلوط شده و دو کاخ طلای ۲۴ عيار به عنوان مهريه و کمی کلريد خواهش به عنوان شيربها اضافه شود! پس از ترکيب اين مواد ، گاز عشوه و سولفور ناز متصاعد می شود و بعد از ميعان به صورت عشق ، زن در خانه رسوب می کند! بعضی از دانشمندان و متفکران معتقدند چنانچه مقداری از عصاره ء چرب زبانی به عنوان کاتاليزور استفاده شود ، نتيجه ء کار بهتر خواهد بود!
خواص فيزيکی:
بسيار شکننده است! از جنس نرم و حساس می باشد و به سرعت تحت تاثير محيط و احساسات قرار می گيرد! هر گاه مقداری اسيد خشونت و کربنات سوزآوری به اسم «هوو» به آن اضافه شود فورا ذوب شده و به صورت بيکربنات اشک جاری می شود!
خواص شيميايی:
بعضی از انواع اين عنصر ميل شديدی به ترکيب شدن با کلرات پودر و سولفات رژ و استات ريمل دارند و پس از انجام واکنش ، به خيال خودشون قابل تحمل ميشن!!! برخی از انواع اين عنصر ناخالص بوده و همراه سيليکات است و در آن خورده شيشه يافت می شود و خاصيت شوهر آزاری پيدا می کند! برای خالص کردن آن کافی است عنصر ناخالص را در يک محيط سر بسته مانند اتاق بانيترات کتک و کربنات غضب ترکيب نموده و از اين عمل نيم مول گاز جيغ و نيم مول گاز فرياد که غلظت آن برابر ماده ء اوليه است متصاعد می شود و عنصر به حالت رسوب در کف اتاق ته نشين می شود! سپس اگر به آن مقداری اکسيد محبت اضافه شود به حالت ماده ء اوليه باز می گردد!
توصيه ء ايمنی:
از هيدرات پالتو پوست می توان برای تبديل انواع سخت اين عنصر به نوع نرم استفاده کرد
+ نوشته شده در
84/11/04ساعت   توسط مهدی
|

در جلسه خواستگاري: بعد از نيم ساعت سكوت!
مادر داماد: ببخشين ، كبريت دارين؟
خانواده ء عروس: كبريت؟! كبريت براي چي؟!
مادر داماد: والا پسرم مي خواست سيگار بكشه...
خانواده ء عروس: پس داماد سيگاريه...؟!
مادر داماد: سيگاري كه نه... والا مشروب خورده ،عادتشه بعد از مشروب سيگار میکشه...
خانواده ء عروس: پس الكلي هم هست...؟!
مادر داماد: الكلي كه نه... والا قمار بازي كرد ، باخت! عصابش خراب بود,هروئیناش هم تموم شده بود ما هم مشروب داديم بهش كه يادش بره...
خانواده ء عروس: پس قمارم بازي مي كنه...؟!
مادر داماد: آره... دوستاش توي زندان بهش ياد دادن...
خانواده ء عروس: پس زندانم بوده...؟!
مادر داماد: زندان كه نه... والا معتاد بوده ، گرفتنش يه كمي بازداشتش كردن...
خانواده ء عروس: پس معتادم بوده...؟!
مادر داماد: آره... معتاد بود ، بعد زنش لوش داد...
خانوادهء عروس: زنش...؟
مادر داماد:آره.این زن دومش آدم فروش بود.ولی زن اولش ایدز گرفت مرد.
خانواده ء عروس:داماد ایدزیه....؟!
مادر داماد:ایدز که نه.ولی پسرم بعد از اینکه اکبر اقای قصاب رو کشت یه کمی صرع گرفت.البته تقصیر خود اکبر اقا بود.تو که 50 تومن پول خرد نداری بقیه پول مردم رو بدی چرا اومدی قصابی باز کردی؟
خانواده ء عروس:قاتل....؟!
مادر داماد:بچه ام که اولش قاتل نبود.از بس مردم گفتن خفاش شب قاتله پسرم گفت بزار 20-30 نفر رو بکشم که حرف پشت سرم نباشه.
خانواده ء عروس:خفاش شب...؟!
مادر داماد:........
و این قصه سره دراز دارد...(چون کم آوردم اینو گفتم.راستی یادتون باشه وقتی میرین خواستگاری با خودتون کبریت ببرین)
+ نوشته شده در
84/11/04ساعت   توسط مهدی
|